معرفی سردار شهید علی رضائیان

سردار شهید علی رضائیان، فرمانده قرارگاه عملیاتی حمزه سیدالشهدا (ع)، از فرماندهان پرتلاش سپاه پاسداران در دوران دفاع مقدس بود که پس از سال‌ها مبارزه با رژیم پهلوی و حضور در جبهه‌های کردستان و جنوب، در جریان عملیات والفجر چهار و در ارتفاعات پنجوین به شهادت رسید.

به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ندای برخوار»؛ سردار شهید علی رضائیان در 19 تیرماه ۱۳۲۶ در خانواده‌ای مذهبی در فیروزآباد تهران به دنیا آمد و پس از مدتی همراه خانواده به اصفهان و شهر خورزوق برخوار عزیمت کرد. او به دلیل مشکلات اقتصادی، روزها به کار می‌پرداخت و شب‌ها تحصیل می‌کرد. پس از پایان دوره ابتدایی، به توصیه پدرش برای فراگیری معارف دینی نزد یکی از علمای اصفهان رفت. علاقه فراوانی به قرآن داشت و از صوت و لحنی دلنشین برخوردار بود. انس او با معارف اسلامی به قرآن محدود نبود و بخش زیادی از نهج‌البلاغه را نیز حفظ کرده بود.

شهید رضائیان از دوران جوانی در فعالیت‌های سیاسی و مذهبی حضور داشت. در سفری به تهران، در منزل شهید آیت‌الله سعیدی به کار ساختمانی مشغول شد و آشنایی با آن شهید، تأثیر عمیقی بر روحیه مبارزاتی او گذاشت. او در مبارزه علیه رژیم پهلوی، پخش اعلامیه‌های حضرت امام خمینی (ره)، برگزاری جلسات مذهبی و معرفی کتب اسلامی و انقلابی به جوانان فعالیت داشت و برای جلوگیری از شناسایی، محل سکونت خود را تغییر می‌داد. همچنین با همکاری شهید محمد منتظری، دامنه فعالیت‌های انقلابی خود را به خارج از مرزها گسترش داد و در افشای جنایات رژیم پهلوی نقش داشت.

پس از پیروزی انقلاب اسلامی، شهید رضائیان به همراه جمعی از نیروهای انقلابی در تشکیل کمیته دفاع شهری اصفهان مشارکت کرد و در راه‌اندازی سپاه در شهرستان‌های داران، فریدن، خوانسار و مبارکه نقش داشت. او در اوایل سال ۱۳۵۹ به کردستان اعزام شد و در جریان آزادسازی سنندج از دست گروهک‌های مسلح نقش مؤثری ایفا کرد. در یکی از درگیری‌ها از ناحیه سر و گلو به شدت مجروح شد و مدتی در بیمارستان در حالت اغما بود.

شهید رضائیان در سال ۱۳۶۰ و پیش از عملیات «فرمانده کل قوا، خمینی روح خدا» به جبهه دارخوین اعزام شد و پس از مجروحیت شدید به پشت جبهه انتقال یافت. پس از بهبودی، به عنوان معاون عملیات سپاه منطقه دو اصفهان منصوب شد و تا دی‌ماه ۱۳۶۱ در این مسئولیت فعالیت کرد. پس از آن، با پیشنهاد سردار رحیم صفوی به تهران رفت و در ستاد مرکزی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در حوزه طرح و عملیات مشغول به کار شد و سپس مأمور راه‌اندازی قرارگاه مقدم حمزه (ع) در منطقه غرب شد.

او که فعالیت خود را از یک رزمنده عادی در روزهای نخست جنگ در کردستان آغاز کرده بود، به‌تدریج مسئولیت‌های مختلف فرماندهی را بر عهده گرفت و سرانجام به فرماندهی قرارگاه عملیاتی حمزه سیدالشهدا (ع) منصوب شد. با حضور وی در مریوان و شکل‌گیری ارکان قرارگاه، یگان‌هایی همچون لشکر ۱۴ امام حسین (ع) و لشکر ۸ نجف اشرف استان اصفهان برای اجرای عملیات والفجر چهار تحت فرماندهی او قرار گرفتند. شهید رضائیان در طراحی و آماده‌سازی عملیات، بر بررسی دقیق وضعیت دشمن، سازماندهی نیروها، آرایش یگان‌ها و اجرای مناسب مأموریت‌ها تأکید داشت و پیش از عملیات، فرماندهان را به رسیدگی به نیروها و تقویت روحیه معنوی آنان سفارش می‌کرد.

در روایت‌های مربوط به ویژگی‌های اخلاقی شهید رضائیان، از او به عنوان فرمانده‌ای دقیق، منظم، سخت‌کوش، مهربان و متواضع یاد شده است. او در انجام کارهای دشوار پیش‌قدم می‌شد، تلاش می‌کرد در کنار نیروها غذا بخورد و شب‌ها پس از اطمینان از استراحت رزمندگان، به سنگرها سرکشی می‌کرد. در مسائل عبادی نیز مقید بود و نماز شب و تهجد را ترک نمی‌کرد. علاقه فراوانی به قرآن و نهج‌البلاغه داشت، در انجام واجبات و پرهیز از محرمات دقت می‌کرد و در تصمیم‌گیری‌ها از مشورت دیگران بهره می‌گرفت.

شهید رضائیان سرانجام در چهارم آبان‌ماه سال ۱۳۶۲، پیش از مرحله سوم عملیات والفجر چهار، هنگام شناسایی و بررسی منطقه عملیاتی در دامنه‌های جنوبی ارتفاعات لری، به همراه تعدادی از فرماندهان و مسئولان قرارگاه، بر اثر انفجار مین و جراحت شدید مجروح شد. پس از انتقال به پشت جبهه و بستری شدن در بیمارستان، بر اثر شدت جراحات به شهادت رسید و به آرزوی دیرینه خود برای لقاءالله دست یافت.

وصیت‌نامه

بسم‌الله الرحمن الرحیم

پس از حمد و ثنای پروردگار و درود و صلوات بر فرستاده او و جانشین بحق او علی علیه‌السلام و 11 فرزندش و سلام و درود بر حضرت مهدی (عج) ارواحنا فداء و سلام و درود بر همه شهیدان که در راه حاکمیت الله جان خود را ایثارگرانه در راه او فدا می‌نمودند، از خداوند می‌خواهم که شهادت را نصیب من نماید و از گناهان گذشته من درگذرد و من را عفو فرماید و کمک بنماید در طلب رضای او جدیت نمایم.

و درود بر رهبر کبیر انقلاب امام خمینی، این جانشین و نماینده بحق ولی عصر، که خداوند عمرشان را متصل به ظهور حضرت مهدی بفرماید و ما را از یاوران واقعی ایشان قرار دهد و از ملت مسلمان ایران می‌خواهم که ایشان را تنها نگذارند و تا آخرین لحظه و آخرین نفس ایشان را همراهی نمایند و این نهضت را ادامه دهند، یار و یاور اسلام باشند و این همه خونی که برای اسلام ریخته شد و این همه جوانانی که فدای اسلام شدند دست کم نگیرند و بدانند که سستی و کاهلی‌شان پیش خداوند متعال مسئولیت دارد.

و این جمهوری اسلامی را کم حساب نکنند؛ چون از امام حسین علیه‌السلام تا امروز ببینند چه‌قدر شهید داده شده تا این حکومت برپا شده. از این نعمت الهی خوب پاسداری کنند و همگی سربازان خوبی برای ولی عصر باشند و شب و روز طلب فرج او را از خداوند متعال بخواهند و بخواهند که خداوند فرج او را هرچه زودتر نزدیک کند و چنانچه کسانی آن حضرت را ملاقات نمودند، سلام من را نیز به آن حضرت برسانند و بگویند یکی از آرزوهای من این بود که موفق شوم یک سلام به آن حضرت بکنم و پاسخ بشنوم.

و از جنگ خسته نشوند و تا آخرین نفس و سرنگونی همه ابرقدرت‌های شرقی و غربی و پاکسازی کره زمین از لوث خیانتکاران به نبرد بی‌امان خود ادامه دهند و بدانند بهترین زندگی آن است که انسان عمر خود را در جهاد فی‌سبیل‌الله تمام نماید.

و این‌که نگذارید در جامعه اسلامی معصیت خداوند بشود و بی‌توجه نباشید وگرنه دوباره همان حکومت‌های زورگو و چپاولگر بر سرتان مسلط خواهند شد؛ چون گناه و معصیت الهی عفویت دارد و کسانی که توان داشته باشند و جلوگیری نمایند و بی‌توجه باشند، در معصیت آن شریک خواهند بود.

از خانواده خود کمال معذرت را می‌خواهم، چون همیشه در زندگی راهنمای خوبی برای من بودند. چنانچه فداکاری و ایمان قوی آنها نبود، چه‌بسا من به این مراحل نمی‌رسیدم. از خداوند طلب اجر و مزد بی‌حساب برای او می‌کنم و می‌خواهم که اگر من او را اذیت کردم و شوهر بدی برای او بودم، من را حلال نماید و فرزندان من را فرزند اسلامی تربیت نماید.

و از فرزندانم می‌خواهم که تا زنده هستند راهی جز راه خدا و قرآن انتخاب ننمایند؛ چون تمام مسیرها انحرافی و مسیر شیاطین است. سعی کنند در زندگی از صراط مستقیم خارج نشوند و همیشه پاسدار قرآن و اسلام باشند و در این راه جهاد نمایند تا جان خود را فدای آن نمایند.

و این‌که معصیت خداوند را نکنند، چون من از خداوند خواهش کرده‌ام به من فرزندانی عطا کند که روی زمین معصیت او را انجام ندهند. که من چنانچه معصیت خدا را نمودید، از شماها راضی نیستم و بدانید که من در جهت خدا رفته‌ام که اگر خداوند لطف بی‌پایان خودش را شامل حالم نمود و شهید شدم، فقط در جهت رضای او بوده. شما هم سعی کنید در جهت رضای او قدم بردارید.

و در گروه‌ها و احزاب داخل نشوید و همیشه به توده عظیم ملت اسلام بپیوندید، چون خط‌مشی احزاب معلوم نیست. در پایان، هر کاری خواستید انجام دهید، روی آن خوب تفکر کنید و عاقبت آن را دقیقاً بررسی نمایید. اگر به نفع اسلام و خدا تمام می‌شود، در آن کار داخل شوید و اگر تمام نمی‌شود، داخل نشوید و بی‌توجه و بدون حساب کاری انجام ندهید.

و از افرادی که معصیت خدا را انجام می‌دهند کناره‌گیری کنید و با آنها دوست نشوید، چون آنها مورد خشم خداوند می‌باشند و شما هم در معصیت آنها شریک می‌باشید، اگر شما خود معصیت نکنید و فقط در کنار آنها باشید.

(وصیت به فرزندان) دوستانی برای خود انتخاب نمائید که شما را به یاد خداوند بیندازند و تقوا را به شما یاد دهند و چنانچه کار خلافی انجام دادید، بدون توجه به دوستی شدیداً جلوی شما را بگیرند. دوستانی انتخاب نمائید که بیشتر شما را به یاد خداوند می‌آورند.

از مطالعه قرآن و نهج‌البلاغه دریغ نکنید و در زندگی بهترین دوست و رفیق شما این دو کتاب باشند. تنها دوستانی که می‌توانند دنیا و آخرت شما را رستگار نمایند، همین دو کتاب است. هیچ دوستی بهتر از قرآن نیست. رفاقت با او را ترک نکنید. سعی کنید آن را خوب فرا گیرید و خوب تلاوت کنید و خوب عمل نمائید و خوب به دیگران یاد دهید، حتی اگر یک نفر باشد.

تقوا را، تقوا را، تقوا را همیشه سرلوحه زندگی خود کنید و یک لحظه از یاد خداوند غافل نباشید؛ چون دلی که از یاد خدا غافل باشد، شیطان در آن رفت‌وآمد می‌کند و او را از مسیر حق جدا می‌کند.

همیشه سعی کنید دوستی و دشمنی شما بر اساس حق باشد. با هر کس دوستی می‌کنید بر اساس حق باشد و او را به خاطر خداوند دوست بدارید و به خاطر خداوند با او رفت‌وآمد نمائید و به خاطر خداوند با افراد دشمنی نمائید و قطع رابطه نمائید و مواظب باشید دوستی و دشمنی شما بر هوای نفس نباشد.

از تقصیر افراد زود درگذرید و زیاد سخت‌گیر نباشید. چنانچه فردی از دوست یا دیگری خطائی نمود و از شما معذرت‌خواهی کرد، معذرت او را بپذیرید.

از امر به معروف و نهی از منکر دست نکشید و این دو امر الهی را خوب انجام دهید و این را همیشه با جدیت انجام دهید و لحظه‌ای از آن غافل نباشید و خود نیز مرد عمل باشید.

به عهد و وفای خود پایبند باشید و برای عهد و پیمان‌های خود احترام قائل شوید و هیچ‌گاه عهدشکن نباشید. در عهد و پیمان‌ها مواظب باشید خدا فراموش نشود.

و نمازهای خود را مرتب بخوانید و سعی کنید قضا نشود و تا آنجا که می‌توانید به جماعت بخوانید. زیاد به مسجد بروید چون دل انسان روشن می‌شود و عقل انسان زیاد می‌گردد بر اثر زیاد رفتن به مسجد و عقل همان است که خداوند عبادت شود. این سنگر الهی را هیچ‌گاه رها نکنید و تنها نگذارید.

سعی کنید دوستان خوب خود را بین افرادی که به مسجد می‌آیند و با مسجد رفیق هستند انتخاب نمائید؛ چون این دوستان و یاوران مسجد امروز، دوستان و یاوران بهشت فردا هستند.

در کار حق بسیار جدی باشید و هیچ‌گاه در کار حق کوتاهی و سستی نکنید. خداوند همیشه یار و مددکار شما باشد.

و از من هم بگذرید و من را عفو کنید، چون پدر خوبی برای شما نبودم و به نظر خودم حق پدری را انجام ندادم. شما من را عفو کنید تا خداوند من را عفو نماید. از خداوند برای من طلب آمرزش کنید و از خواندن یک سوره قرآن برای من دریغ نکنید، چون من قرآن را خیلی دوست می‌داشتم.

از پدر و مادرم هم می‌خواهم من را حلال کنند. اگر فرزند خوبی نبودم، خداوند ایشان را رحمت نماید و هر چقدر من کوتاهی در حق آنها کردم، خداوند از لطف بی‌کرانش و دریای رحمت خود با آنها عطا کند.

از برادرم محمد می‌خواهم من را حلال کند که او هم حق پدری به گردن من دارد و زحمت زیادی برای من کشید. از همسر او هم طلب عفو می‌کنم. خداوند ایشان را هم مورد لطف قرار دهد که برای من زحمت کشیدند.

از خواهرانم طلب عفو می‌کنم که برادر خوبی برای آنها نبودم. ان‌شاءالله که پیش زهرا روسفید باشند و همیشه در زندگی خود نمونه و الگوی یک زن اسلام باشید.

و از کلیه بستگان و دوستان هم که از من ناراضی هستند می‌خواهم که من را ببخشند و حلال کنند. خداوند ایشان را ببخشد، ان‌شاءالله.

۱- زمینی که در آن زندگی می‌کنم، از صاحب او رضایت گرفته‌ام به وسیله حاجی کمال فقیه ایمانی.

۲- بدهی روی زمین ندارم و مقداری به بانک امام صادق بدهکارم، چون پول این زمین سه هزار تومان او از بیت‌المال بود که توسط حاجی روحانی به من بخشیده شد.

۳- مقداری امانت دارم که با نظارت آقای روحانی به هر کسی خواستند بدهند و موتورم را بدهید به بیت‌المال استفاده شود. از همسایه‌ها طلب رضایت برای من بکنید.

همه شماها را به خداوند می‌سپارم که خوب وکیلی است و برای شما تنها توکلم به خداست و نه کس دیگر.

از پدرزنم مصیب طالبی و مادرزنم حلالیت می‌طلبم و آنها هم هرچه قدر زحمت برای من کشیدند، خداوند به آنها عنایت کند.

والسلام علی عبادالله الصالحین

علی رضائیان

انتهای پیام/