به گزارش ندای برخوار؛ هانیه عباسی: دیروز، روز بازگشت تو به دیار خویش و پایان سربازیات بود؛ سربازی که مُهر پایان آن، با شهادت مزین شد.
آخرین مرخصیات تا ابد نه تنها در خاطرات تو، بلکه در تاریخچه شهرستان برخوار به عنوان باشکوهترین تشییع شهید مدافع امنیت وطن خواهد ماند.
دیروز مردم از جای جای این شهرستان و استان برایت سنگتمام گذاشتند؛ جمعیتی برای بدرقه تو به زادگاهت آمده بودند که حبیب آبادت تاکنون به خود ندیده بود، گویی قیامت شده بود.
در تشییع تو از همه اقشار مردم و مسئولان حاضر بودند، از کوچک تا بزرگ، از نظامی تا نانوا، از کسانی که با پای پیاده آمده بودند تا افرادی که با ویلچر حضور داشتند؛ همه آمدند تا سلامشان را به ارباب شهیدت برسانی.
دیروز پیکرت را دستان پینه بسته مردان و شیون زنان و بغض قلبها روانه میکرد، همه در هیاهو و تلاش بودند تا جسم آلوده خود را با پیکر مطهر تو تطهیر کنند.
در آن میان، از غیب گلهای رز پرپر شده بر روی پیکرت میبارید و خواهرانت برایت کِل میکشید تا مبادا حسرت دامادی بر دل مادرت بماند؛ گویی پرچم سه رنگ و پراقتدار وطن که بر روی پیکرت کشیده شده بود، همان رخت دامادی تو محسوب میشد که برای امینتش، جانت را نثار کردی؛ همچون عاشقی که جانش را برای معشوق میدهد.
بوی اسپند با نوای لبیک یا حسین و گریههای زنان و مردان آمیخته شده بود. شهرت حال و هوای عجیبی داشت، به هر طرف که مینگریستی، میتوانستی عکست را بر دست مردم شهرت ببینی، مردم برای عرض تبریک تولد و شهادتت شهر را با عکسهایت تزئین کرده بودند؛ گویی شهادت هدیه تولد ۲۰ سالگیات بود.
کمکم پیکر بیجانت به خانه ابدیت نزدیک میشد، در آن لحظات تو بسیار بالاتر از دست مردم در حرکت بودی، گویی شوق زیادی برای در آغوش گرفتن امام حسینت (ع) داشتی، گویی قصد تعریف کردن عاقبت بخیریات برای ملائکه را داشتی.
در هنگام نمازت، همه آمدند تا درست کاریات را برای خدایت گواهی دهند؛ گرچه خدا تنها شاهد بینقص برای همه ما به خصوص شهداست؛ بعضی هم در هنگام نماز، عاقبتی همچون تو را آرزو کردند و برخی صفات تو را به یاد میآوردند، به راستی که تو فرشتهایی به شکل انسان بودی.
در پایان باشکوهترین نماز شهید، کوچهایی باز شد، کوچهایی از جنس اشک و مهر مادری؛ مادرت با قد خمیده بر روی ویلچر آمد تا برای بار آخر، پسرش که حالا ۲۰ ساله شده را در آغوش بگیرد، حقیقتا تو او را با تمام قوا سربلند کردی، زیرا تو تربیت شده وجود پر مهر او بودی.
با استقبال بیسابقه مردم، تو با عزت به منزل جدید و ابدیات رسیدی و در خاک سرد گلزار شهدا که برای تو قطعاً بهشت خدایی است و در کنار شهدای شهرت آرام گرفتی.
در روز تشیعات مردم نگذاشتند که مادرت احساس غریبی کند، دیروز دستهای زیادی به منزله التماس دعا بر پیکرت ایمان آورد، دیروز همچون روز عاشورای کربلا بود و تو علی اکبر امام حسین بودی.
دهها سال قبل از تو، جوانان بسیاری از این شهرستان به جبهه رفتند و خمیده به دیار خود بازگشتند؛ همانا تو از جوانان همان نسلی که در رگهایت به جای خون، غیرت جاری است و در وجودت به جای ترس، شجاعت لبریز است.
انتهای پیام/


