ماجرای برخورد شهید ابراهیم هادی با یک سارق

در مطلب زیر روایت جالبی از برخورد شهید هادی با یک سارق را از نظر می‌گذرانید.

تاریخ انتشار: ۱۰:۴۴ - جمعه ۱۳۹۹/۰۷/۴
مدت زمان مطالعه: < 1 دقیقه
ماجرای برخورد شهید ابراهیم هادی با یک سارق

به گزارش ندای برخوار؛ همزمان با چهلمین سالگرد هفته دفاع مقدس، به سراغ کتب خاطرات شهدا و رزمندگان رفته ایم  تا با انتشار این مطالب، نام و یاد این عزیزان را زنده نگه داریم.

ماجرای برخورد شهید ابراهیم هادی با یک سارق

نشسته بودیم داخل اتاق مهمان داشتیم صدایی از داخل کوچه اومد ابراهیم سریع از پنجره نگاه کرد شخصی موتور شوهرخواهر او را برداشته بود و در حال فرار بود.

بگیرش. دزد دزد! بعد هم سریع دوید دم در یکی از بچه محل‌ها لگدی به موتور زد. دزد با موتور نقش بر زمین شد.

تکه آهن روی زمین دست دزد را برید و خون جاری شد. چهره دزد پر از ترس بود و اضطراب. درد می‌کشید که ابراهیم رسید. موتور را برداشت و سریع روشن کرد و گفت:سریع سوار شو.

رفتن درمانگاه با همان موتور. دستش را پانسمان کردند. بعد با هم رفتند مسجد! بعد از نماز کنارش نشست؛ چرا دزدی می‌کنی؟! آخه پول حرام که.

دزد گریه می‌کرد. بعد به حرف آمد: همه این‌ها را می‌دانم. بیکارم، زن و بچه دارم، از شهرستان آمده‌ام. مجبور شدم.

شهید ابراهیم هادی فکری کرد. رفت پیش یکی از نمازگزارها، با او صحبت کرد. خوشحال برگشت و گفت: خدا رو شکر شغلی مناسب برات فراهم شد.

از فردا برو سرکار. این پول را هم بگیر، از خدا هم بخواه کمکت کند. همیشه به دنبال حلال باش. مال حرام زندگی را به آتش می‌کشد. پول حلال کم باشد هم برکت دارد.

انتهای پیام/


شناسه خبر: 7207

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در ندای برخوار منتشر خواهد‌ شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌ شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌ شد

نه − 5 =