به گزارش ندای برخوار؛ شهید اصغر منصوری اول فروردینماه سال ۱۳۴۶ در خانوادهای مذهبی و مستضعف در شهر حبیب آباد دیده به جهان گشود. او دو ساله بود که پدرش را از دست داد و تحت سرپرستی مادر قرار گرفت. دوران ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و همزمان با گسترش مبارزات مردمی، در تظاهرات علیه رژیم ستمشاهی شرکت میکرد. بعد از پیروزی انقلاب اسلامی در کلاسهای آموزشی و عقیدتی بسیج نیز شرکت کرد.
او همیشه از برادرش (سردار شهید حسن منصوری) میخواست که او را به جبهه ببرد تا اینکه در مردادماه سال ۱۳۶۱ به جبهه اعزام و مجروح شد. هنوز کامل بهبود نیافته بود که به جبهه برگشت. او خواستهها و آرامش خویش را در جبهه مییافت و حضور مداوم داشت. در عملیات محرم شرکت کرد که برای دومین بار مجروح شد و پس از بهبودی دوباره به جبهه برگشت.
شهید اصغر منصوری سرانجام با شرکت در عملیات والفجر در بیست و دومین روز از فروردینماه سال ۱۳۶۲ در منطقه عملیاتی شرهانی به آرزوی دیرینه خود که همانا شهادت بود، رسید و آسمانی شد.
فعالیتهای دینی و مذهبی
شهید اصغر منصوری در جلسات قرآن شرکت میکرد و بیشتر اوقات قرآن میخواند و در خواندن نماز اول وقت تلاش میکرد؛ همچنین در انجام روزه کوتاهی نمیکرد و در مراسم عزاداری ائمه علیهمالسلام و دعای توسل، کاملاً حضور فعالی داشت.
بارزترین خصوصیات اخلاقی شهید منصوری، شجاعت او و پیروی از ولایتفقیه بود، چرا که در وصیتنامه خود نیز توصیه زیادی به اطاعت از امام و پیرو امام بودن دارد.
وصیتنامه شهید اصغر منصوری
بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام و درود به رهبر کبیر انقلاب اسلامی امام خمینی و امت شهیدپرور ایران؛ وصیتنامه خود را آغاز میکنم:
اینجانب اصغر منصوری فرزند رمضانعلی ساکن حبیب آباد برخوار با شهادت به یگانگی خداوند و نبوت پیامبر اکرم حضرت محمد بن عبدالله و اقرار به امامت ائمه اطهار از حضرت علی (ع) تا امام مهدی (عج) و عدالت خداوندی و حق بودن بهشت و جهنم و معاد توصیه میکنم به برادران و مادرم و ملت شهیدپرور ایران که تا آخرین لحظه دست از یاری امام برنداشته و گوش به فرمان او باشند و از رهنمودهای داخلی و خارجی آنها ۱۰۰ درصد استفاده را نمایند.
من به نمایندگی از یک نسل محروم و مظلوم که دشمن با همه وجود خویش کمر به نابودی این نسل بسته و سعی در به انزوا کشیدن آنان را دارد، راهی جبهه گشتم و چون ما مظلومان تاریخ از امکانات و تجهیزات نظامی به آن گونه که دشمن در اختیار دارد برخوردار نیستیم، لذا با نثار خون خویش به بدن مرده و بیرمق اجتماع با آگاهی کامل به مسیر حرکت در خواهیم آورد و به دشمن سیه روی ثابت خواهیم نمود که تا سعادت بهعنوان یک اصل مهم در اسلام مطرح است، اجازه تجاوز سیهرویی را به او نخواهیم داد. شهادت را پذیرا شدیم تا به جهان معلوم کنیم که مرگ باعزت و شرافتمند از زندگی با یزیدیان برتر و بالاتر است و ملتی که شهادت دارد، ذلت ندارد.
خواهر و برادر مسلمان، جاریشدن خون ما در سرزمین اسلامی، دِینی است به گردن شما و ادای دین را نباید به تأخیر انداخت و گناهی نابخشودنی است؛ پس تو به توصیه ما گوش کن و سعی در عملکردن به آنها نما و شما ای روحانیون حبیب آباد چگونه هنوز شاهدید که در منطقه خانها و فئودالها بر مردم حکومت میکنند و شما فریاد نمیزنید، شما باید از حضرت سیدالشهدا سرمشق گرفته و روزگار ظالمین را سیاه سازید.
چگونه به هنگام آمدن جنازه شهیدان همه به گردش بهخاطر استفادههای سیاسی جمع میشوید و به هنگام ادامه راهشان از کار میایستید، شما در روز قیامت این چنین عملکردنها را چگونه جواب میدهید؟ امیدوارم که به این سخن عمیقی که از عمق دلم برخاسته توجه کنید و بهخاطر خدا بهجای کوباندن جوانان عزیزمان که در خط امام حرکت میکنند، با آنان وحدت پیدا کرده و یک دل و یکصدا، دشمن هر دوی خود را ذلیل و خوار کنید.
به شما دانشآموزان که امید آینده انقلاب و اسلام هستید توصیه میکنم که در مدارس مواظب خطوط انحرافی باشید، همانگونه که امام عزیزمان در اول مهرماه فرمودند؛ زیرا اینان بهمثل صیاد در حال صید میباشند و به شما معلمان و دبیران که فکر و فرهنگ جامعه کنونی بستگی به شما دارد توصیه میکنم مواظب باشید و اگر کمکاری کنید در روز قیامت هیچ عذری از شما پذیرفته نخواهد شد.
و تو ای مادر که همچون زینب (س) فرزند عزیزت را به قربانگاه فرستادی و تربیت صحیح و اسلامی تو بود که همچون مرا راهی جبهه کرد؛ خدا به تو اجر دهد، خداوند تو را عظمت بخشد، در تربیت فرزندانتان کوشا باشید که نسل ما نیاز به همچون شما مادران دارد و تو ای مادر که از شیره جانت به من دادی تا رشد کردم، شبها بیخوابی را تحمل کردی تا من بزرگ شدم، همه مشکلات را به جان خریدی تا انسانی صالح و فداکار تحویل اجتماع دهی، از تو چگونه تشکر کنم؟ زبانم از شکرگزاری قاصر است، خداوند تو را به فاطمه زهرا (س) ببخشد.
هنگامی که جنازهام به دست تو رسید، گریه مکن؛ برای امام حسین و یارانش در کربلا و زینب در شام عاشورا گریه کن و تو پیامبری خونم را به عهده بگیر و به همه خواهران مسلمان تذکر ده که فرزندم در راه اسلام شربت شهادت را نوشید.
و شما برادرانم گر چه داغ برادر سخت است، اما به هنگامی که در راه خدا باشد، سهل است و شما مبلغ شهیدان در طول تاریخ هستید؛ محبتهای شما را هرگز فراموش نخواهم کرد، پیرو امام امت باشید و بر علیه خطوط انحرافی.
و شما ای خواهر، پیامبری خونم به دوش توست، تویی که باید هدف از شهادت برادرت را تشریح کنی و تویی که با فریاد و بیانت باید به همه زنها رشادت و شهامت بخشی و توطئه دشمنان را فنا کنی و تو در حقیقت زینب زمان هستی و چون هر خونی نیاز به پیامبری دارد، تو پیامبری خونم را به عهده گیر که امیدوارم از حضرت زینب (س) عوض بگیری و شما ای نسل نزدیک به من و هم زبان با من، آگاهانه و خردمندانه برای تحقق عدل و عدالت در زمین بپا خیزید و بدانید که حرکتهای من و شما جهان را به آزادگی دعوت خواهد نمود.
در خانه تذکر میدهم که دوست دارم از جنازه من دیگران استفاده سیاسی نکنند و لذا توصیه میکنم از روحانیت مبارز منطقه برخوار که نماینده امام جناب آقای پناهنده و سردبیر آن هست یک نفر به جنازهام نماز بخواند و شما ای برادرانم هرگز مگذارید قبل از خواندهشدن تمام نکات، وصیتنامهام قبل از یا در تشییع جنازهام خوانده شود.
والسلام علیکم و رحمهالله و برکاته
انتهای پیام/
