به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ندای برخوار»؛ شهید والامقام محمدعلی خلیلی دلیگانی، فرزند حسن، در تاریخ ۴ اردیبهشت ۱۳۴۰ در خانوادهای مذهبی و متدین متولد شد. او سرانجام پس از حضور در جبهههای حق علیه باطل، در یازدهم آبان ۱۳۶۱ در عملیات محرم بر اثر بالازدگی رودخانه و غرقشدگی به شهادت رسید و به خیل عظیم شهدای روز حماسه و ایثار شهرستان برخوار پیوست.
آنچه در ادامه میخوانید، متن وصیتنامه این شهید سرافراز است:
اللهم برحمتک فی الصالحین فادخلنا. اللهم و قتل فی سبیلک مع ولیک فوقف لنا.
خدایا بما توفیق بده که در راه تو به همراه ولی تو کشته شویم و به فیض شهادت نائل گردیم.
به نام خدا و با سلام بر رهبر کبیر انقلاب و با سلام به تمام شهیدان راه خدا وصیتنامهام را شروع میکنم. الان که قلم به دست گرفتهام و میخواهم وصیتنامه بنویسم که بعد از مرگ برای من پیامآور خون من باشد، حالت عجیبی به من دست داده است. فکر میکنم که آیا این خون بنده گناهکار خدا که بیش از همه گناه کرده است میتواند پیامآور برای دوستان و خانوادهام باشد یا… آیا میتواند کمک کوچکی به رشد درخت اسلام بنماید؟
آری، حتما خون من پیامآور و نوید بهار پیروزی را میدهد. رشد سریعی را به انقلاب خواهد داد همچنانکه خون حسین(ع) با خون خود حماسه جاوید شهادت را در همه دورانها بهجا گذاشت. آنچنانکه جوانان از جانگذشته ما الان در پی آن هستند و همیشه تاریخ شاهد آن خط سرخ شهادت خواهد بود و هیچگاه از بین نخواهد رفت، چون خون شهید از بین رفتنی نیست. این را بدانید که خون شهید در بهار جاوید میباشد. وظیفه هر فرد مسلمان است که به ادامه این راه بزرگ بپردازد و تا کسی در این راه نرود به زیبایی و شگفتی این راه پی نخواهد برد.
پدر و مادر عزیزم! الان که این وصیت را میخوانید، در این فکر باشید که فعلا من دارای چه مقام بزرگی در میان بندگان خدا هستم و به خود افتخار کنید که چنین فرزندی را تربیت کردهاید که توانسته چنین مقامی را در میان بندگان خدا بدست آورد. از شما میخواهم که هیچ ناراحت نباشید چون من به آرزوی خود رسیدهام.
بیدار باشید! اکنون که زبانها آزاد و بدنها سالم و اعضا در اختیار و مرگ نرسیده است، عمل کنید.
رسول اکرم(ص) فرمودند… و عمل شما جوانها همین است که به جبهه بیایید و به امام زمان(عج) و اسلام عزیز کمک کنید و دست از امام خمینی برندارید، چون دست امام خمینی دست امام زمان است و دست امام زمان دست رسول اکرم و دست رسول اکرم دست خداست. و اگر غیر از این راهی دیگر را بروید، راه کافران را رفتهاید.
در راه خدا شهادت، در قاموس ایمان واژه وحشت نیست.
من سواد خوبی نداشتم که بتوانم بهتر از این برای شما بنویسم و خدا را شکر میکنم که همین مقدار توانستم بنویسم.
اشعار شهید
بیا ای مهربان مادر / شبا قهرمانپرور کنار سنگر من
اگر دیدی به خون غلطان / تنم افتاده در میدان، به زانو نه سر من
چو من سرباز اسلامم / رسد چون بر تو پیغامم، حلالم کن حلالم
چون پیمان با خدا بستم / ز یاران جمله بگسستم، روان سوی کمالم
در این معراج انسانی / ببر ما را تو الی حضور داور من
مرا با هر غم و دردی / چه زیبا تربیت کردی، نمودی سرفرازم
بیا جانم به قربانت / زنم بوسه به دستانت، نوازش کن تو بازم
در این محراب خونبارم / خون بر تن کفن رام شود حق یاور من
خمینی رهبر دینم / حسینی خط و آیینم، که این لطف کلامت
نه شرقیم نه غربیم / نه در قید امام گرویم، ولی من امام است
فدای راه دینم من / حماسهآفرینم من، شهادت زیر من
چو جانبازان عاشورا / کنم هنگامهای برپا که سوزد جان صدام
به کتف گیرم مسلسل را / شکافم سینه افلاکم روز هر و شام
ز دشمن رو نگردانم / اگر از تن رود جانم اگر افتد سر من
بده دستم تفنگم را / سلاح روز جنگم را که واجب گشته بر من
السلام علیک یا اباعبدالله
خدایا! وقتی به خاکم میسپارند یاورم باش، چرا که زنده بودم همیشه یاد تو بودم.
اگر آسمان خون گریه کند و همه خواهران و برادران خون گریه کنند، شور مردانگی بر سرم بود و به میدان آمدم.
من پی آزادی ایمان انسان آمدم، درد محرومان عالم را درمان آمدم.
برای جانبازی جانم چه تمنا دارم؛ احکام حق را در جهان جاری نما.
اللهم انی اسئلک موجبات رحمتک و عزائم مغفرتک و النجاة من النار و من کل بلیة و الفوز بالجنة و الرضوان فی دارالسلام و جوار نبیّک محمد علیه و آله السلام.
خدایا! من از تو میخواهم آنچه باعث رحمت و آمرزش تو است و نجات از آتش دوزخ و از هر بلا میشود و نیز رسیدن به بهشت و خوشنودی در دارالسلام و در جوار پیغمبرت محمد(ص).
انتهای پیام/
