به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ندای برخوار»؛ شهید رحمتالله باقری فرزند باقر، در چهارم خردادماه ۱۳۴۳ در شهر سین برخوار دیده به جهان گشود. او با اعتقاد به مبانی اسلام و انقلاب اسلامی، دفاع از ارزشهای دینی و ایستادگی در برابر دشمنان را وظیفه خود میدانست و در دوران دفاع مقدس راهی جبهههای نبرد شد.
شهید باقری در وصیتنامه خود، ضمن بیان اعتقادات دینی و شهادت به یگانگی خداوند و ولایت پیامبر اکرم (ص) و ائمه اطهار (ع)، از جوانان ایران خواسته است برای حفظ اسلام به میدان بیایند و با پیروی از امام خمینی (ره)، از انقلاب و میهن خود دفاع کنند. او همچنین بر ادامه راه شهدا، حمایت از روحانیت و آمادگی برای ظهور حضرت مهدی (عج) تأکید کرده است.
این شهید والامقام سرانجام در ۳۱ تیرماه ۱۳۶۱، در جریان عملیات رمضان و در منطقه شلمچه به شهادت رسید و به خیل شهدای راه اسلام پیوست.
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم
الذین آمنوا وهاجروا وجاهدوا فی سبیل الله بأموالهم وأنفسهم أعظم درجة عند الله وأولئک هم الفائزون.
آنان که ایمان آوردند و از وطن هجرت گزیدند، در راه خدا به مال و جان خود جهاد کردند، آنها را نزد خدا مقام بلندی است و آنان بالخصوص رستگارانند و سعادتمندان دو عالمند.
سلام بر مهدی و نائب برحقش و شهیدان اسلام از صدر اسلام تاکنون، وصیتنامهام را آغاز میکنم:
من شهادت میدهم به یگانگی خداوند متعال و ۱۲۴ هزار پیغمبر که اولین آنان حضرت آدم و آخرین آنها حضرت محمد (ص) میباشد و شهادت میدهم به دوازده جانشین آنها که بعد از حضرت محمد برای راهنمایی مردم فرستاده شدهاند که اولین آنها علی (ع) و دوازدهمین آنان حضرت مهدی (عج) میباشد و سلام بر تمام شهیدان اسلام که صادقانه از جان و مال خود گذشتند و به یاری اسلام راستین شتافتند.
در زمان امام حسین (ع) یاران او بیوفا بودند، ولی الان به یاری حسین زمان، روح خدا، بتشکن زمان، نائب برحق امام زمان، ولایت کل قوا خمینی کبیر شتافتند و به صدای «هل من ناصر ینصرنی» او لبیک گفتند و به یاری او برخاستند و گفتند: ای امام، ما اهل کوفه نیستیم که تو را تنها بگذاریم و تا آخرین قطره خونمان و تا آخرین نفس برای رهبری تو، برای اسلام تو و برای قرآن تو دفاع خواهیم کرد.
و هرگز تسلیم طاغوتیان و ظالمین نخواهیم شد و تا کربلای حسین پیش خواهیم رفت و باکی با دشمنان حلق به گوش شیطان بزرگ، آمریکا، نداریم که آنان لب پرتگاه هستند.
و ای جوانان رشید و قهرمان ایران، برای حفظ اسلام بهپا خیزید و سلاح و صلاح در دست گیرید و به رهبری امام امت به اسلام و میهن خود خدمت کنید که اگر به خواست خدا شهادت نصیب شد، برای خدا کشته شده باشید و میدانید که بازگشت همه به سوی خداست. (انا لله و انا الیه راجعون)
و من با عقل کامل و با آگاهی کامل به دین مبین اسلام و انقلاب اسلامی، برای دفاع آن به جبهه علیه باطل رفتم تا کفر را از روی زمین برچینم و اگر شهادت در راه خدا نصیبم شد، افتخار میکنم. آیا جز شهادت چیز دیگری را میتوان پیدا کرد که به الله نزدیکتر شوم؟ آیا پرلذتتر از لحظه شهادت میتوان پیدا کرد؟ چه شیرین است وقتی انسان لیاقت شهادت را پیدا کند و در راه معشوق خود، الله، شهید شوم.
ای برادران و خواهران، من عاشق امام بودم و هر لحظه میخواستم با او باشم و او را ببینم و از شما میخواهم که دست از یاری او تا انقلاب مهدی برندارید و همیشه دعایتان به او باشد.
و اما سخنی با پدرم؛ پدرم، تو برای من زحمتهای فراوانی کشیدهای و من نتوانستم از خجالتهای شما درآیم و شما را ناراحت میکردم. امیدوارم برای رضای خدا مرا ببخشید و حلالم کنی و فقط چیزی را که من از شما میخواهم این است که دعا کنید و دست از روحانیت مبارز و آگاه برندارید و وقتی خبر شهادت مرا آوردند، گریه نکنید تا دشمنان اسلام را خرد کنید.
و اما سخنی با مادرم؛ مادرم، تو برای من زحمتهای فراوانی کشیدهای و من نتوانستم جبران کنم. امیدوارم برای خشنودی حضرت زهرا (س) مرا ببخشی و پیش او روسفید باشی و اگر خبر شهادت مرا آوردند، زینبوار باشی و گریه نکنی.
و از تمام دوستان و آشنایان و برادران و خواهران میخواهم که دست از روحانیت مبارز و آگاه برندارید و برای ظهور امام زمان (عج) خود را آماده کنید و از تمام شما میخواهم که مرا ببخشید و وقتی شهادت مرا آوردند، مثل اینکه شب عروسی من هست، خوشحال و خندان باشید؛ بلکه از شب عروسی هم برای من بهتر است.
و در پایان، من میخواستم که چشم پرگناهم به امام زمان (عج) خود بیفتد و او را ببینم، اگرچه من لیاقت دیدار او را نداشتم. از کلیه مردم سین میخواهم که حق شهدا را ادا کنند. پیش از این سر شما را درد نمیآورم و از خداوند منان پیروزی اسلام را خواهانم و نابودی کفر و دژخیمان.
والسلام علیکم ورحمة الله وبرکاته
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار.
انتهای پیام/
