به گزارش ندای برخوار؛ سردار شهید رسول بندی فرزند عبدالمحمود در تاریخ ۱۳۴۲/۱/۱ در شهر دستگرد برخوار در یک خانواده مذهبی دیده به جهان گشود. وی تحصیلات خود را تا کلاس پنجم ابتدایی ادامه داد. نامبرده متاهل و بدون فرزند است. وی در دوره اوجگیری انقلاب اسلامی در راهپیماییها فعالیت زیادی داشت و مردم را به این امر ترغیب میکرد.
با هجوم دشمن به خاک میهن اسلامی، نامبرده جهت دفاع از خاک وطن روانه جبهههای حق علیه باطل شد و در تاریخ ۱۳۶۵/۲/۹ در محور فاو دریاچه نمک در عملیات والفجر 8 و در درگیری با دشمن به فیض شهادت نائل آمد. آخرین مسئولیت این شهید والامقام در منطقه فرماندهی گردان موسی بن جعفر(ع) لشکر مقدس 14 امام حسین(ع) بوده است.
فعالیتهای دینی و سیاسی
انس با قرآن و انجام واجبات از سنین نوجوانی روح او را با پاکیها و خوبیها پیوند زد. او برای یاری مرد خدا امام خمینی(ره) فعالانه میکوشید و با شرکت در تظاهرات و… نفرت خود را از نظام شاهنشاهی نشان میداد.
بعد از پیروزی انقلاب اسلامی
او که امام خمینی(ره) را باور داشت، لذا فرمانش را اطاعت میکرد و برای یاری و دفاع از اسلام جهت عزیمت به جبهه اصراد میکرد. گرچه سنش کم بود اما با پافشاری به کردستان اعزام شد و به مدت ۳ ماه خدمت کرد. سپس به مدت یک ماه پدر را در کشاورزی یاری کرد، اما او حضور در جبهه را مهمتر میدانست؛ لذا به جبهههای جنوب اعزام و در عملیات فتحالمبین مجروح شد که پس از بهبودی کامل مجددا به جبهه اعزام شد. او خانه را زندان میدانست و آرامش را به گفته خود در جبهه یافت.
در عملیاتهای رمضان، خیبر و بدر شرکت کرد و مجروح شد اما باز هم بیصبرانه در طلب شهادت به جبهه اعزام شد. به سبب لیاقتها و شایستگیهای لازم فرماندهی گردان موسی بن جفعر لشکر مقدس 14 امام حسین(ع) را به او سپردند. با گردانش در عملیات والفجر ۴ و بدر شرکت کرد و در همه این سالها در پاکی روح و تزکیه نفس میکوشید تا لایق شهادت شود.
تا شهادت
در ۲۲ سالگی ازدواج کرد ولی او را چیزی پایبند نمیکرد. ۳ ماه از ازدواجش گذشته بود که در عملیات والفجر ۸ شرکت کرد و در نیمه شعبان سال ۶۵ شهد شیرین شهادت را از دست مولا و آقایش حجت بن الحسن العسکری(روحی له الفدا) نوشید و عیدی خود را دریافت کرد.
خصوصیات اخلاقی
متدین و مومن بود و سعی میکرد تقوی را رعایت نماید. اخلاق حسنه و مهربانی او در میان دوستان زبانزد بود. او در انجام کارهای خیر و در شاد کردن و راهنمایی دیگران تا حد توان میکوشید و با شرکت در مراسم سوگواری ائمه اطهار(ع) در ادامه راه مصمم میگشت و با دقت عمل میکرد.
یا صاحب الزمان(روحی له الفدا)
عملیات نزدیک بود اما رسول احساس کسالت میکرد و بیمار شده بود. نگران بود نتواند در عملیات شرکت کند. شب چهارشنبه بود و وقت خواندن دعای توسل؛ با خود تصمیم گرفت با نیت شفا در دعای توسل شرکت کند.
همیشه دعای توسل در جبهه با حال خاصی همراه بود و رزمندگان واقعا به ائمه(ع) عشق میورزیدند. وقتی نام اباعبدالله الحسین(ع) را میشنیدند بیاختیار های های میگریستند. از این همه اخلاص غبطه خورد و خدا را به رزمندگان قسم داد تا او را خوب کند.
دعا تمام شد ، رسول همانجا خوابید. با فریاد یاصاحب الزمان(روحی له الفدا) از خواب بیدار شد. وقتی از او ماجرا را پرسیدند، گفت که در خواب سوارانی دورش را گرفته بودند که خود را سربازان صاحب الزمان(روحی له الفدا) معرفی میکردند و وقتی رسول از آنها سراغ آقا را میگیرد، عبایی که پر از نور بود و چهرهاش مشخص نبود پیدا میشود و دستی به صورت رسول میکشد و او حتی قادر به بیان نام آقا نبوده؛ فردای آن روز رسول میتوانست در عملیات شرکت کند و بهبود یافته بود.
وصیتنامه
بسم الله الرحمن الرحیم
کل نفس ذائقة الموت وانما توقون اجورکم یوم القیامة فمن زخرح عن النار وادخل الجنة فقد فازوا ما الحیوة الدنیا الا متاع الغرور.
لنبلون فی اموال لکم وانفسکم لتسمعن من الذین توالکتاب من قبلکم ومن الذین اشرکوا اذی کثیراً وان تصبروا وتتقو فان ذلک من عزم الامور.
هرنفس شربت مرگ را خواهد چشید و محتقاً روز قیامت همه شما به مزد اعمال خود کاملاً خواهید رسید، پس هرکسی خود را ازآتش جهنم دور داشت و به بهشت ابدی درآمد، چنین کسی فیروزی و سعادت ابد یافت و بدانید که زندگانی دنیا به جز متای فریبنده نخواهد بود محققاً شما را به مال و جان آزمایش خواهند کرد و به شما از زخم زبان آنها که پیش از شما کتاب آسمانی با آنها نازل شد آزار بسیار خواهد رسید و اگرصبر پیشه کرده و پرهیزگار نشوید، البته ظفریابید که ثبات و تقوی سبب نیرومندی و قوت اراده در کارهاست.
ان یمسکم فرح فقدمس القوم فرح مثله وتلک الایام ونزولها یئس الناس ولیعلم الله والذین امنوا یتخذ منکم شهیداً والله لایحب الظالمین.
اگربه شما در جنگ احد آسیبی برسید به دشمنان نیز که در بدر شکست و آسیب سخت رسید چنانچه آنها مقاومت کردند شما نیز باید مقاومت کنید؛ این روزگار را با اختلاف احوال و گاهی فتح و غلبه و گاه شکست و مغلوبیت میان خلایق میگردانیم که مقامهای ایمان یا امتحان معلوم شود تا از شما مومنان آنرا ثابت در دینی است مانند حضرت علی(ع) گواه دیگران کند. خداوند گواه دیگران کند خداوند ستمکاران را دوست ندارد.
چند کلمه برای آنهایی که به مال دنیا دل بستهاند و از آخرت خبری ندارند و این بسیجها را مسخره میکنند و نمیدانند که ما برای چه چیزی به جبهه و دفاع از اسلام میرویم، بدانند که این وظیفه همه ما هست که دفاع از اسلام و ناموس و دین و آخرت خود میکنیم و در این میدان اگر شهید بشویم پیروزیم و این آرزوی همه اسلام است. شهادت آرزوی همه ماست همچون اباعبدالله الحسین(ع)؛ و خدا همه ما را چه خوب و چه بد باشیم امتحان میکند و یکی از مال دنیا امتحان میشود و یکی هم از جان فرزند خود و این را میدانید که همه ما چه دیر و چه زود خواهیم مرد و چه بهتر است که ما برای آخرت خود توشه برداریم و گول این دنیا را نخوریم.
و هرکس از من حقیر بدی دیده و از من ناراحت است من را حلال کند و من هم شما را حلا ل میکنم.
والسلام.
انتهای پیام/
