به گزارش ندای برخوار؛ متاسفانه جریان حامی لیبرال در ایران که بعضا مدعی اصلاح طلبی هستند هیچ گاه قصد نداشته اند که روند اصلاحات را از روند طبیعی خود دنبال کنند و این واقعیت زمانی قابل هضم شد که دموکراسی خود خوانده شان را از بستر فتنه انگیزی و اردوکشی خیابانی در 9 دی پی گیری کردند.

حماسه 9 دی در بستری از تهمت پراکنی ها و آشوب های خیابانی رشد یافت و به بالندگی رسید از این رو می توان این حماسه عظیم مردمی را تجلی اراده عمومی در برابر تحریفات و فریب های ضد انقلاب دانست. همین موضوع نیز 9 دی را در تاریخ انقلاب شاخص ساخته است. چگونه مردمی که در آماج تبلیغات بی حد و حصر رسانه های بیگانه و بعضا داخلی قرار داشتند، یک باره به طور دسته جمعی و خودجوش به این مرحله می رسند که غبارها را کنار بزنند و یکپارچه به صحنه بیایند و از ارزشها و انقلاب اسلامی حمایت کنند؟ همین مساله چنان شوکی بر جریان فتنه گر وارد ساخت که تمام برنامه ریزی های چنده ماهه و بعضا چند ساله آنان به هم ریخت و فتنه از هم فروپاشید.

شعارهایی که در این روز از زبان مردم شنیده می شد نیز بر همین موضوع تاکید داشت؛ « ما اهل کوفه نیستیم» و این اهل کوفه نبودن حاکی از بیداری و بصیرت ملت ایران و حفظ و حراست از دو مقوله مهم دارد. درواقع حماسه 9 دی واکنشی هم ملی و هم دینی و ارزشی بود. از نظر ملی جریان خاصی سعی داشت دموکراسی را نه بر اساس چارچوب های قانونی بلکه با فشار و در کف خیابان ها بنابر آنچه خود تعریف می کرد جاری و ساری سازد. ملت ایران پس از حضور پرشور در انتخابات به مانند رویدادهای سیاسی از این دست سعی داشت به روال معمول زندگی باز گردد و ثمره حضور یکپارچه خود در پای صندوق های رای را ببیند اما در این میان جریان خاصی با مطرح کردن موضوع تقلب در فضای هیجانی که بوجود آمده بود بازی سیاهی را آغاز کرد که به 8 ماه اغتشاش خیابانی انجامید. در این زمینه ملت ایران پاسخ سختی به جریان اغتشاشگر داد. این جریان با رادیکالیزه کردن و مغشوش نشان دادن فضا سعی داشت اهداف خود را محقق کند. متاسفانه جریان حامی لیبرال در ایران که بعضا مدعی اصلاح طلبی هستند هیچ گاه قصد نداشته اند که روند اصلاحات را از روند طبیعی خود دنبال کنند و این واقعیت زمانی قابل هضم شد که دموکراسی خود خوانده شان را از بستر فتنه انگیزی و اردوکشی خیابانی پی گیری کردند.

از این رو 9 دی حرکتی بر ضد نفاق مدرن است؛ چراکه پس از هشت ماه صبر در برابر مجیز گوئیها و نان به نرخ روز خوردن ها و هرهری مذهبان و مذبذبان فکری و سیاسی این سرمایه اجتماعی حضور پررنگی می یابد و نسبت به ادامه این روند فریاد اعتراض سر می دهد. فریادی که حاکی از آگاهی اجتماعی است. به عنوان مثال فردی که کمتر از آرای باطله رای آورده است و دستگاه اجرایی انتخابات را به تقلب متهم می سازد یقینا به دنبال مشخص کردن فضا نیست و بیشتر به بازنده ای می ماند که نمی تواند تلخی شکست را تحمل کند. این موضوع حکایت از سیاستمدارانی است که سیاستمدارانه رفتار نکردند و این مردم بودند که رشد فکری و سیاسی خود و طریقه درست رفتار سیاسی را به آنان نشان دادند تا دیگر شاهد چنین مباحثی در کشور نباشیم.


