چرا عروج آیت‌الله رئیسی اثر ژرفی بر جامعه ایران خواهد گذاشت؟

با ظهور حجت‌الاسلام رئیسی در افق سیاست ایران، ما همچون بسیاری و بسیاری، برای امروز و فردای کشور و انقلاب دل به وجود راهگشای او داده بودیم و همه بار امانت را با دلالت‌های تقدیرگرایانه به دوش او زده بودیم.

تاریخ انتشار: ۱۴:۴۰ - چهارشنبه ۱۴۰۳/۰۳/۲
مدت زمان مطالعه: 3 دقیقه
چرا عروج آیت‌الله رئیسی اثر ژرفی بر جامعه ایران خواهد گذاشت؟

به گزارش ندای برخوار؛ یادداشت – مهدی افراز: ماجرای شهادت سردار سلیمانی و بدرقه شکوهمند او بی شک یکی از جدی‌ترین نقاط عطف در تاریخ اجتماعی ایران را رقم زد، بهره‌مندی این واقعه از یک پیرامون عاطفی، هیجانات قدرتمندی را برای آن آفرید که موجب شد این رخداد به‌عنوان قله‌ای دست‌نیافتنی برای درگیر نمودن نظام حساسیت‌های جامعه ایرانی قلمداد شود. این امتیاز موجب شد تا پس از وقوع حادثه شهادت رئیس‌جمهور و همراهانش بسیاری از اذهان درگیر مقایسه ابعاد اثرگذاری این دو رخداد استثنائی باشند.

شاید برای قضاوت‌های قطعی کمی زود باشد؛ اما بنا بر وجوه متعددی به نظر می‌رسد پیامدها و دستاوردهای اتفاق اخیر برای ملت ایران در لایه‌های شدیداً عمیق‌تری نسبت به شهادت حاج‌قاسم، خود را بروز خواهد داد.

وجه اول؛ شهادت حاج‌قاسم در امتداد مسیری از مجاهدت در خط آتش و معرکه بود که همواره انتظار آن می‌رفت، او در حماسی‌ترین نقطه قرار گرفته بود، شهادت او با این که شدیداً برانگیزاننده احساسات ملی بود؛ اما ما را در وضعیت دگرگون شده‌ای با این شخصیت و موقعیت قرار نداد، با شهادت و اربا اربا شدن او، ما با معنای جدیدی از فرمانده و قهرمان نظامی روبرو نشدیم و توانستیم اسطوره‌های مورد انتظار خود را در یک انسان معاصر بازیابی نمائیم. اما ماجرای شهادت سید ابراهیم داستان دیگری را برای جامعه ایرانی قلم زد، تصویر تاریخی ما از پدیده دولت و دولتمرد به این راحتی‌ها به چنین سناریوهایی نزدیک هم نمی‌شد و به این جهت کیفیت ارتحال او معنای شدیداً متفاوتی از مقوله رئیس‌جمهور و دولتمرد را در آینده برای ما خلق خواهد نمود.

وجه دوم؛ در قضیه شهادت حاج‌قاسم، جامعه ایران با یک شخص وارد یک مراوده روحی شد، حاج‌قاسم برای ما به‌عنوان یک هویت فردی، به یک اسطوره مبدل شد. اما در سی‌ام اردیبهشت‌ماه، ما با سرگذشتی برای یک هویت جمعی به نام دولت مواجه شدیم، تأثرات دیگر شخصی نیست، مراوده ما با یک ساختار حقوقی – سیاسی است که عمیقاً متفاوت از یک شخصیت است. در زمانه‌ای که تعیین الگوی حکمرانی و تحقق دولت اسلامی مسئله فرارناپذیر ماست، این هویت فرافردی به‌شدت راهگشاتر خواهد بود.

وجه سوم؛ حاج‌قاسم شهید برای ما قویاً هویت‌بخش بود، اما این هویت‌سازی مقدس به‌حسب موقعیت راهبردی‌اش، از مسیر سلبی و غیریت ساز و با برجسته نمودن مرزهای درگیری ما با دیگری‌های ملی‌مان بود. سیدالشهدا خدمت هم برای ما هویت‌ساز می‌شود، اما گویی هویت‌سازی او برای ما مسئله مندانه تر خواهد بود. من ایرانی که سید ابراهیم برای ما بازسازی خواهد کرد این بار نه از مسیر تقابل با غیر و بیگانه‌های بیرونی که از رهگذر تعامل با خویشتن و پیکره‌های درونی است. اساساً ایده سیاست‌ورزی او به این جهت درخشید که پاسخی به این نیاز زمانه ما بود، ایده‌ای که بیش از آن که زبان باشد، گوش بود و بیش از آنی که بخواهد خودش باشد خواست محوری برای دیگران شود.

وجه چهارم؛ در دوران انکار قدسیت جمهوری اسلامی، حاج‌قاسم شهید نظام شد، اما این شهید، شخصیت محافظ نظام بود نه خود نظام. در مغزای نظام بود؛ اما در نقش بادیگارد. اگر شهادت حاج‌قاسم به همگان نشان داد دفاع از جمهوری اسلامی مقدس است؛ اما شهادت سید ابراهیم و همراهان نشان داد نه صرفاً دفاع که خودِ جمهوری اسلامی مقدس است.

وجه پنجم؛ حاج‌قاسم طراح و پناه مقاومت بود و ازاین‌رو همه دلدادگانِ مقاومت دل‌نگران او بودند؛ اما این دلدادگی هیچگاه در نقطه گره‌زدن سرنوشت مقاومت به بودونبود او جلوه نکرد و ازاین‌جهت با رفتنش احساس به میدان آمدن هم برای ما پدید نیامد. با ظهور حجت‌الاسلام رئیسی در افق سیاست ایران، ما همچون بسیاری و بسیاری، برای امروز و فردای کشور و انقلاب دل به وجود راهگشای او داده بودیم و همه بار امانت را با دلالت‌های تقدیرگرایانه به دوش او زده بودیم. حالا اما با رفتنش همه حس خواهند کرد که بار به دوش همه است. دیگر احساس می‌شود میدان، میدان ظهور همه است، گویی حس استغنا از غیر به بیشینه خود رسیده و این احساس پیامدهای شگرفی خلق خواهد نمود.

انتهای پیام/


شناسه خبر: 42598

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در ندای برخوار منتشر خواهد‌ شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌ شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌ شد

چهارده − هشت =