به گزارش ندای برخوار؛ 10 سال پیش زمانی که به تازگی گروههای تکفیری و داعش در سوریه و عراق شکل گرفته بودند انتشار فیلمهایی از کشت و کشتار بی رحمانه آنها در شهرها و روستاهای این دو کشور و از بین اقشار و مذاهب مختلف اعمّ از اهل تشیع، اهل تسنن، ایزدیها، کردها و… به ویژه مردم و نیروهای نظامی که در برابر آنها مقاومت کرده بودند، سبب شده بود ترس و هراس شدیدی از این گروههای التقاطی در بین مردم به راه بیافتد.
راهبرد داعش در ایجاد دلهره بین مردم برای تسخیر شهرها
علاوه بر آن صدور فرمانهایی ظالمانه و غیرانسانی نظیر مجوز نکاح بانوان توسط مجاهدان داعشی حتی در صورت شوهردار بودن آنها و یا در صورت عدم رضایت این بانوان و یا والدین آنها که البته خلاف آموزههای اسلام و قرآن کریم بود، موجب شد بسیاری از مردم از ترس این گروه یا شهرها و روستاهای خود را رها کرده و به نقاط امنتر پناه ببرند یا این که بدون مقاومت و جنگ خود را تسلیم این گروهک تروریستی خونخوار کنند.
این موضوع یک راهبرد و نقشه برای تسخیر نقاط مختلف سوریه و عراق توسط تکفیریها و داعشی ها بود. راهبردی که برای آن برنامه ریزی شده و با پوشش قوی و حرفهای رسانهای جنایات داعش دنبال میشد.
انتشار فیلمهای هالیوودی از اعدامهای داعش با فیلمبرداری و صداگذاری حرفهای و طراحی صحنه و سایر پارامترهای یک فیلم حرفهای نمونه دیگری از پیگیری این سیاست بود که تحت نظارت فیلمسازان غربی انجام میشد.
پس از درگذشت مهسا امینی، از همان روز اول اعتراضات که با میانداری گروهکهای تروریستی همچون سازمان مجاهدین خلق و کومله دنبال میشد، حرکت مردمی تبدیل به آشوب و اغتشاش شد و از همان زمان شعارهای ساختارشکنانه توسط معترضان داده شد. معترضانی که از تحرکاتشان، خرابکاریهای حرفهایشان، مدیریت و سازماندهی اغتشاشات و… میشد حدس زد که آموزش دیده و سازمان دهی شده در میان مردم معترض قرار گرفته و اغتشاشات را هدایت میکنند.
ترس و ناامنی، راهبرد اغتشاشگران در آشوب اخیر
از اولین روز اغتشاشات، راهبردی نظیر شیوه انتخابی داعش در بین اغتشاشگران دیده شد و اغتشاشگران از همان ابتدا با اقداماتی نظیر آتش زدن نیروی پلیس، ضرب و شتم هر نیروی امنیتی، خانم چادری و یا حتی عابر پیاده که به جمع آنها نمیپیوست و خسارت وارد کردن به اموال عمومی و خصوصی و فیلمبرداری از این صحنهها و انتشار وسیع این فیلمها به نظر میرسید قرار است با ایجاد هراس و دلهره در دل مردم، جرأت مخالفت با خود را از مردم و نیروهای امنیتی گرفته و به سرعت اهداف خود را به پیش ببرند.
این اتفاق نه تنها در ایران بلکه در سایر کشورهای دنیا در اجتماعات مخالفان نظام جمهوری اسلامی ایران رخ داد. حمله به دسته عزاداری حضرت اباعبدالله الحسین علیه السّلام، حمله به مرکز اسلامی انگلیس و سفارت ایران در لندن، ضرب و شتم شدید ایرانیانی که ظاهر مذهبی داشتند در آلمان و انگلیس و اقدامات این چنین، دیگر مواردی بود که ماهیت خشن اعتراضات اخیر ایران را نشان میداد.
خشونت تظاهرات کنندگان در اروپا و اخراج سلبریتیها از راهپیمایی
این موضوع البته هم یک ترفند برای پیشبرد اعتراضات و جلوگیری از مقاومت دیگران در برابر اعتراضات بود و هم اینکه ماهیت اغتشاشگران و مخالفان جمهوری اسلامی را نشان میداد. کسانی که با نادیده گرفتن ظلم و جنایات آمریکا و هم پیمانانش در فلسطین، عراق، سوریه، یمن، لبنان و حتی کشورهای اروپایی نظیر بوسنی و هرزگوین، ژاپن و… و همچنین با کنار گذاشتن انسانیت هنگام حمایت از طرحهایی نظیر همجنس بازی، سنگ دل شدهاند و با حضور در عملیاتهای تروریستی کومله و مجاهدین خلق (منافقین) به تروریستهایی خبره مبدل شدهاند.
این افراد آن قدر ماهیت خشن و ضدانسانی و ضداسلامی پیدا کردهاند که حتی در برابر مخالفان جمهوری اسلامی که خیلی اقدام تندی علیه جمهوری اسلامی نداشتهاند نظیر مهناز افشار و محسن نامجو نیز با خشونت و تندی رفتار کردند و با حمله و ضرب و شتم، آنها را از جمع راهپیمایی کنندگان در آلمان بیرون انداختند. البته بخشی از این قضیه مربوط به این است که لیدرهای این اعتراضات نمیخواستند جمعیتی که جمع کردهاند به نام این سلبرتیها تمام شده و خودشان از منافع این گربه رقصانی برای آمریکا محروم شوند.
این بخش دیگری از ماهیت این جماعت را نشان میدهد که زمانی که فردی در تأمین منافعشان تاثیری نداشته باشد، وی را با مشت و لگد دور میکنند، مانند همان تعبیر گاو شیرده که ترامپ در برابر عربستان سعودی به کار برد و گفت تا زمانی که شیر میدهد، باید حفظش کرد و وقتی دیگر شیر نداشت به درد نمیخورد. مهناز افشار که این همه برای خوشنودی این قبیله آسیب به کشور خودش زد، زمانی که تاریخش به اتمام رسید و دستش برای همه رو شد، حتی از این گروه نیز رانده شد.
انتهای پیام/
