به گزارش ندای برخوار؛ «اتسوکو (فاطمه) هوشینو» بانوی تازه مسلمان شده ژاپنی صبح امروز (چهارشنبه ۳۰ آذر ۱۴۰۱) مهمان ویژه اهالی شهر حبیب آباد در کانون شهید باهنر بود.
او بعد از نام و یاد خدا، خود را اینگونه معرفی کرد: من «فاطمه هوشینو» هستم و در ژاپن مسلمان و با اهلبیت آشنا شدم. پس از آن به ایران مهاجرت کردم و اکنون حدود ۶ سال است که همسایه حضرت معصومه(س) در شهر قم هستم و در حال حاضر به تحصیل در علوم دینی میپردازم. در ژاپن و در خانوادهای بودایی بزرگ شدم و در توکیو روابط بینالملل را در دانشگاه خواندم و در همان زمان با اسلام آشنا شدم.
خانم فاطمه هوشینو در پاسخ به سوال مجری که میگوید «چه شد که مسلمان شدید؟» گفت: از کودکی چند سوال مهم ذهن من را درگیر کرده بود؛ اینکه من که هستم؟ به کجا میروم و از کجا آمدهام؟ برای چه چیزی در این دنیا هستم؟ همیشه احساس میکردم مسافر هستم ولی انگار مقصدی ندارم و اینها منجر شد که کمکم احساس پوچی پیدا کنم.
وی افزود: کتابهای مختلفی خواندم، با افراد بزرگی مشورت کردم و با فرقههای مختلفی آشنا شدم تا به پاسخ این سوالم برسم، اما هیچ پاسخی برای سوالم پیدا نکردم.
خانم فاطمه هوشینو ادامه داد: همیشه در تلویزیون میدیدم که اسلام را دینی بد جلوه میدهند یا مسلمانان را تروریست معرفی میکنند، روزی برای من سوال شد که این دین اسلام که دینی جهانی است و آنقدر از آن بدگویی میشود، چرا مردم آن همچنان میخواهند مسلمان بمانند؟ برای همین تصمیم گرفتم که در مورد اسلام مطالعه کنم. ابتدا چند کتاب به زبان ژاپنی خواندم اما اطلاعات کافی نداشت و تنها به آن بسنده نکردم و با توجه به رشته خود، به زبان انگلیسی در سایتهای مختلف و کتب گوناگون به مطالعه در رابطه با اسلام پرداختم و به این پی بردم که بسیاری از سخنانی که در مورد اسلام و مسلمانان میشنیدم دروغی بیش نبوده و واقعیت جهان اسلام اینگونه نیست بلکه برعکس تمام این گفتهها است.
دین اسلام با تمام دینها متفاوت است
این بانوی مسلمان ژاپنی اظهار کرد: عموی من مسیحی و کشیش کلیسا است و تلاش بسیاری کرد تا من را با دین مسیحیت آشنا کند و با این دین خوب آشنا شدم، اما دین اسلام با تمام دینها متفاوت بود و در این دین جالبترین نکته برای من این بود که قرآن در مورد تفاوت رنگ پوستها و زبان و اقوام صحبت میکند؛ موضوعی که بسیاری از مردم به خاطر این موضوع جنگ و خونریزی راه میاندازند اما قرآن میگوید که این تفاوتها نشانه عظمت خداوند است.
وی خاطرنشان کرد: پس از اینکه صوت قرآن را گوش کردم و ترجمه آن را خواندم، به پاسخ تمام سوالات خودم رسیدم و متوجه شدم که خداوند انسان و جن را آفریده است تا او را عبادت کنند و من در آن زمان و در آن فضای اسلام هراسی تصمیم گرفتم بعد از یک سال مطالعه که در مورد دین اسلام داشتم و همچنین نور هدایت سوره یاسین مسلمان شوم. من عربی بلد نبودم که قرآن بخوانم و فقط ترجمه را میخواندم و صوت آن را گوش میکردم، وقتی ترجمه سوره یاسین را میخواندم احساس میکردم که خداوند همان لحظه برای من پیام خصوصی فرستاده است.
خانم فاطمه هوشینو بیان کرد: چندی بعد که به کرهجنوبی سفر کردم، با یک خانم دانشجو که اهل مالزی بود آشنا شدم؛ آن خانم به من گفت که همه مسلمانها شبیه به هم نیستند. ابتدا از حرف او ناراحت شدم اما بعد که در اینترنت جستجو کردم، متوجه شدم که منظور آن خانم مسلمانان شیعه و اهل سنت بوده است.
فکر میکردم فقط قرآن مهم است
وی ادامه داد: ابتدا که مسلمان شدم، فکر میکردم فقط قرآن مهم است و شیعه و اهل سنت بودن مهم نیست، ولی بعد که با اهلبیت آشنا شدم، به یک مسلمان شیعه تبدیل شدم.
این بانوی تازه مسلمان با اشاره به دعای یستشیر گفت: یک روز که در اینترنت در حال جستوجو بودم، به دعای یستشیر برخورد کردم و ترجمه آن را خواندم و صوتش را گوش کردم و بسیار تحت تاثیر آن قرار گرفتم؛ بعد از این با خودم فکر کردم و گفتم که کدام انسان است که میتواند به این خوبی خدا را بشناسد؟ وقتی که کنار آن دعا را خواندم، نوشته بود روایت از امام علی (علیه السلام) و به دنبال این موضوع رفتم و به تحقیق پرداختم و در ادامه تحقیقاتم به حدیث ثقلین رسیدم و هیچ دلیلی نداشتم که لبیک نگویم و از ته دل گفتم و مکتب اهلبیت را پذیرفتم.
خانم هوشینو درباره اولین آیهای که او را به دین اسلام نزدیک کرده است، افزود: اولین آیهای که با آن مواجه شدم، آیهای بود که به تفاوت رنگها، پوستها، زبانها و اقوام اشاره میکرد؛ موضوعی که افراد نژادپرست اکنون به خاطر آن جنگ و خونریزی راه میاندازند و این تفاوتها را یک عامل منفی تلقی میکنند. به یاد دارم که در سن هفده سالگی که برای تقویت زبان انگلیسی به آمریکا رفته بودم، وقتی که در خیابان راه میرفتم افرادی که سفید پوست بودند من را که زرد پوست بودم با نگاههای تحقیرآمیز نگاه میکردند و گاه مورد تمسخر قرار میگرفتم، یا مثلاً وقتی میدیدم که کلیسای سفیدپوست و سیاه پوستها و یا مکانهای زندگی آنها متفاوت بود، بیشتر به تبعیضنژادی پی میبردم، اما وقتی به مفهوم این آیه میپرداختم، متوجه میشدم که این تفاوتها نشانه عظمت خالق ماست.
وی با اشاره به سختیهایی که در راه مسلمان شدن طی کرده، اظهار کرد: همیشه برای پیدا کردن غذای حلال مسیر بسیار دشواری را در پیش داشتم؛ مثلاً مردم ژاپن از گوشت خوک در غذاها یا مشروب به عنوان یک طعم دهند استفاده میکنند و برای من خیلی سخت بود تا یک غذای حلال پیدا کنم و برای خودم غذایی جداگانه میپختم و در آن پنج سالی که مسلمان شده بودم و هنوز هم در ژاپن زندگی میکردم، فقط دو وعده غذای گوشتی خوردم که آن دو وعده هم در توکیو و رستورانی که برای مسلمانان بود.
این بانوی تازه مسلمان شده ژاپنی با بیان اینکه شاید همه فکر کنند داشتن حجاب برای من کار بسیار سختی بوده است، عنوان کرد: نمیگویم کار آسانی بود، اما وقتی که حجابم را رعایت کردم و روسری سرکردم، احساس کردم آزادی بیبدیلی پیدا کردهام و حس توصیف ناپذیری داشتم و خدا را هزاران مرتبه شکر کردم که در این مسیر قرار گرفتم. پس از اینکه مسلمان شدم در بسیاری از مکانهای ژاپن نمیتوانستم کار کنم و از طرفی باید حجاب خود را هم رعایت میکردم، پس تصمیم گرفتم تا در یک کارخانه تولید مواد غذایی کار کنم چون در کارخانههای تولید مواد غذایی برای رعایت بهداشت، لباسهای کاملا پوشیدهای وجود دارد و حتی موی سر هم مشخص نیست و بهترین کار برای من همین بود.
خاطرهای از اقامه اولین نماز
خانم فاطمه هوشینو گفت: از آنجایی که فقط با زبان انگلیسی و ژاپنی آشنا بودم و یاد گرفتن زبان عربی برایم بسیار دشوار بود، بارها و بارها صوت ذکرهای نماز را گوش میدادم و روی کاغذ با حروف الفبای انگلیسی مینوشتم و آن را ترجمه میکردم و پس از آن نماز خواندن را آغاز میکردم. وقتی که نماز میخواندم احساس میکردم که به خود رجوع کردهام و میتوانستم توسط نماز، فطرت خود را تقویت کنم و بیشتر به خدا نزدیک شوم؛ هنگامی که نماز میخواندم احساس آرامش خاصی پیدا میکردم و حس میکردم تمام سلولهای بدنم بیدار میشوند.
وی درباره اولین سفر خود به ایران بیان کرد: اولین سفر من به ایران همراه شد با زیارت حرم امام رضا (ع) و حضرت معصومه (س) که برای اولین بار چادر مشکی خریدم و آن را سر کردم و با چادر به حرم امام رضا رفتم؛ حس و حال عجیبی داشتم و گمان میکردم که زمانی که من چادر سرکردهام، امام رضا مرا تشویق میکند و من هم این چادر و حجابم را پیشکش کردم به امام رئوف و پس از آن نتوانستم از چادرم فاصله بگیرم.
خانم هوشینو افزود: زمانی که ژاپن بودم چون شخصی نبود که بتوانم از او در مورد دین اسلام کمک بگیرم، در فضای مجازی سوالات خود را مطرح میکردم و چند نفر با زبان انگلیسی پاسخ من را میداند؛ یکی از این افراد همسرم بود، زمانی که به ایران آمدم خانواده همسرم که در تهران سکونت داشتند کمکهای بسیاری به من کردند و سر انجام من و همسرم ازدواج کردیم.
وی با اشاره به سفر راهیان نور گفت: احساس میکردم همه این شهدا پدر ، برادر یا یکی از اقوام این شرکت کنندهها هستند.
خانم هوشینو در پایان جذابترین بخش ایران را داشتن ولایت فقیه دانست و عنوان کرد: رهبر ایران عاقلترین و با بصیرتترین اما در اصل تنهاترین فرد است.
زندگینامه این زن تازه مسلمان ژاپنی در کتابی به نام «تولد در توکیو» گردآوری شده که افراد علاقهمند میتوانند برای آشنایی بیشتر با این وی، این کتاب را مطالعه کنند.
انتهای پیام/