روزی که انتظارها به پایان رسید/ امام خمینی(ره) در چه شرایطی به ایران بازگشت؟

۱۲ بهمن سالروز بازگشت تاریخی حضرت امام خمینی (ره) پس از حدود ۱۴ سال تبعید به میهن اسلامی است که در سال ۱۳۵۷ سرآغاز ایجاد تحولات اساسی در نزدیک شدن پیروزی انقلاب اسلامی ایران شد.

تاریخ انتشار: ۰۳:۰۹ - چهارشنبه ۱۴۰۱/۱۱/۱۲
مدت زمان مطالعه: 6 دقیقه
روزی که انتظارها به پایان رسید/ امام خمینی(ره) در چه شرایطی به ایران بازگشت؟

به گزارش ندای برخوار؛ بازگشت امام خمینی (ره) به ایران واقعه‌ای در جریان انقلاب اسلامی است که طی آن در ۱۲ بهمن سال ۱۳۵۷ امام خمینی (ره) پس از ۱۴ سال تبعید، به میهن اسلامی بازگشتند و در تهران مورد استقبال قریب به سه میلیون ایرانی قرار گرفتند؛ این روز در تقویم رسمی با عنوان آغاز دهه مبارک فجر انقلاب مشخص شده است.

امام خمینی (ره) از 13 آبان سال ۱۳۴۲ ابتدا به ترکیه و پس از مدتی به عراق تبعید شد و اوقات پایانی دوری از وطن را در فرانسه و در دهکده‌ای به نام نوفل لوشاتو گذراند. نوفل لوشاتو در روز‌های اوج نهضت انقلاب، به قلب تپنده انقلاب ایران تبدیل شده بود؛ وقتی امام را به ترکیه تبعید می‌کردند، شاه و آمریکا هیچ گاه پیش بینی نمی‌کردند که او روزی پیروزمندانه به ایران بازگردد و رژیم شاهنشاهی را از بن برکند.

حالا به مناسبت فرارسیدن 12 بهمن، سالروز ورود تاریخی حضرت امام خمینی (ره) به ایران و آغاز دهه فجر انقلاب اسلامی، با «احمد احمدی» از مبارزان دوران انقلاب که در شهر دستگرد برخوار مشغول فعالیت انقلابی بوده است، به گفت‌وگو پرداخته‌ایم.

ندای برخوار: از حال و هوای شب قبل از بازگشت امام خمینی (ره) بفرمایید. شما کجا و مشغول چه فعالیتی بودید؟

احمدی: با همه عشق و علاقه‌ای که برای حضور در مراسم استقبال از حضرت امام (ره) در تهران داشتم، اما شب دوازده بهمن به دلیل اینکه شهر دستگرد به فضل الهی در دوران انقلاب نسبت به سایر شهرهای شهرستان برخوار پیشتاز بود، ضرورت اقتضا می‌کرد که در شهر بمانیم و آنچه که مربوط به انقلاب بود از جمله حفاظت و حراست از شهر را به صورت کامل انجام دهیم تا اینکه کسی از فرصت سوء استفاده نکند و به جان و مال و ناموس مردم تعدی کند. خیلی از دوستان به تهران رفتند و ما هم قلبمان با امام بود و در مراسم استقبال از امام می‌تپید، اما به ناچار باید در شهر می‌ماندیم.

چهار ماه قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، یک کمیته‌ای را تشکیل دادیم که وظیفه‌اش حراست و حفاظت بود و شب‌ها در سطح شهر گشت‌زنی داشتیم و همین کمیته پس از پیروزی، به کمیته انقلاب اسلامی تبدیل شد.

ندای برخوار: با وجود تمام محدودیت‌ها، حضرت امام خمینی(ره) چگونه به ایران بازگشت؟!

احمدی: تقریبا از زمانی که شاه به اصطلاح خودش صدای ملت انقلابی ایران را شنیده بود، چند نخست وزیر تغییر داد و آخرین آنها شاپور بختیار بود که به «مرغ طوفان» معروف بود. حضرت امام در چند نوبت قرار بود که به ایران تشریف بیاورند اما در ایران حکومت نظامی بود و فرودگاه تحت سیطره نظامی‌ها بود و شاپور بختیار هم مدام تهدید می‌کرد که «آقای خمینی اگر می‌خواهند تشریف بیاورند به عنوان یک روحانی باید بیایند و ما هم نظراتشان را استفاده می‌کنیم و حتی اگر می‌خواهند در قم فعالیت‌هایی را داشته باشند و ما حمایت می‌کنیم، ولی اگر قصد تشکیل دولت دارند من در سنگر هستم و چنین اجازه‌ای را نخواهم داد.»

در این حال و هوا شاپور بختیار به چند علت مجبور به تسلیم شد؛ یکی اینکه امام به بازگشت مصر بودند و به تعبیر خودشان می‌خواستند در کنار ملت قرار گیرند. دوم اینکه مردم همه و همه از صغیر تا کبیر مشتاق آمدن امام بودند و برای ورود امام لحظه شماری می‌کردند و حتی با وجود اینکه وسایل ارتباط جمعی هنوز به صورت پیشرفته وجود نداشت، در همه شهرها شعار «وای به حالت بختیار، اگر خمینی دیر بیاد» سر داده می‌شد و این نشان از اتحاد و همدلی ملت انقلابی ایران داشت؛ این شعار، برخواسته از اعماق وجود انقلابیون بود.

علی رغم تمام مقاومت‌هایی که در برابر بازگشت امام به ایران انجام می‌شد، اما در برابر اراده قوی و مصمم حضرت امام و خواست مردم انقلابی، مجبور به تسلیم شد و امام بازگشتند و چشم مردم به وجود مبارک ایشان روشن شد.

ندای برخوار: شرایط و حس و حال مردم در روزی که امام خمینی(ره) قصد ورود به ایران را داشتند چگونه بود؟

احمدی: آن روز شرایط، شرایط عجیب و غریبی بود؛ به خاطر اینکه مردم به شدت منتظر بودند و آن حال و هوا را نمی‌توان توصیف کرد. حالت مردم از یک طرف حالت شوق بود و از طرفی حالت انتظار. مردم با همه وجودشان منتظر قدوم حضرت امام بودند و این آتش عشق به امام و علاقه به امام آنچنان در وجود مردم و در کل ایران شعله‌ور بود که دوست و دشمن می‌فهمیدند ایران یکپارچه در انتظار امام است. از طرف دیگر یک دلهره و نگرانی برای آنهایی که دست اندرکار امور بودند و رویدادها را دنبال می‌کردند وجود داشت که مبادا برای حضرت امام اتفاقی بیوفتد.

فرودگاه شبیه یک پادگان نظامی شده بود؛ تانک و توپ و همه چیز چیده شده بود و اعلام می‌کردند که ما اجازه ورود امام را به ایران نمی‌دهیم. فضا، فضای نظامی و حکومت نظامی بود و چند احتمال وجود داشت؛ یکی اینکه اجازه فرود به هواپیمای امام داده نشود و هواپیما را سرگردون کنند و در یک کشور دیگری فرود بیاید. دومین احتمالی که بعدا مشخص شد جزء سناریوهای آنها بوده، ساقط کردن هواپیمای امام بود که پس از آن اعلام کنند یک حادثه و یک اتفاق غیر ارادی رخ داده و به زعم خودشان اوضاع را تحت کنترل خود در می‌آورند و نمی‌گذارند این جریان توفنده انقلاب به پیش برود و سومین احتمال این بود که امام خمینی (ره) را به سرنوشت امام موسی صدر گرفتار کنند؛ یعنی اینکه هواپیمایی امام را بربایند و با ربایش امام، ایشان را به یک مکان نامعلومی که مردم دسترسی نداشته باشند منتقل کنند.

این سناریوها و احتمالات در کنار آن ذوق و شوق و شعله‌ور بودن آتش عشق به امام، یک نگرانی عمیقی برای همه ایجاد کرده بود و همه نگران و مضطرب و از طرفی امیدوار به لطف الهی بودند؛ همه دست به دعا برداشته بودند که امام به سلامت وارد ایران شوند. مردم ما بیم و امید را در عالی‌ترین سطح تجربه کردند؛ از یک طرف امیدوار و از طرف دیگر واقعا نگران و مضطرب.

ندای برخوار: طعم انتظاری که توأم با ترس و اضطراب بوده، برای شما تداعی کننده چه بود؟

احمدی: مردم ما آن روز انتظار را به معنای واقعی تجربه کردند؛ از سالی که حضرت امام را در تهران بازداشت و از آنجا به ترکیه تبعید کردند و بعد به نجف اشرف، مردم همه منتظر بودند و این انتظار در سال‌های 1356 و 1357 به اوج خود رسید و همه‌گیر شد و امیدواریم این انتظار که تجربه‌اش را داریم، به شکل کمال یافته و ارتقاء یافته‌اش در راستای انتظار حضرت مهدی (عج) همچنان بماند و محقق شود.

ندای برخوار: چه چیزی باعث بازگشت امام خمینی(ره) به ایران شد؟

احمدی: امروزه مانند دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، به شدت به همدلی، همسویی و همراهی مردم نیاز داریم؛ در دوران قبل از پیروزی انقلاب اسلامی واقعا همه مردم همدل بودند و این همدلی به همراهی منجر شد و در هر برنامه انقلابی می‌دیدیم که زنان، مردان، پیرمردان، و پیرزنان حضور دارند و حتی در آخرین روزهای قبل از پیروزی انقلاب اسلامی، این انقلاب شامل حال مدارس شد و دانش‌آموزان به میدان آمدند. همه یک چیز می‌خواستند و انگیزه‌ها و اهداف یک چیز بود؛ اهداف و انگیزه‌های اکثریت مطلق مردم یکی بود و در سرنگونی رژیم شاهنشاهی و تحقق یک حکومت اسلامی به رهبری امام خمینی (ره) خلاصه می‌شد.

ندای برخوار: شما چگونه از ورود امام خمینی(ره) به ایران با خبر شدید؟

احمدی: در آن زمان معمولا همه خانواده‌ها تلویزیون نداشتند و عده محدودی در منزل تلویزیون داشتند. هر فرد در اقوام و دوستان اطلاع داشت که کسی تلویزیون دارد، دور هم جمع شدند و به عبارتی هر خانه‌ای که تلویزیون داشت، یک مرکز تجمعی برای تماشای لحظه ورود امام به ایران شده بود، چون قبلا اعلام کرده بودند که به‌صورت زنده و مستقیم از تلویزیون پخش خواهد شد.

همسایه ما یک تلویزیون کوچک سیاه و سفید داشت و ما هم از این موضوع مستثنی نبودیم و به منزل همسایه رفتیم و همه دور هم جمع شده بودیم و صحنه‌های ورود امام را تماشا می‌کردیم که ناگهان عوامل وابسته به رژیم پهلوی پخش ورود امام را قطع کردند و برای لحظاتی تصویر شاه را نشان دادند؛ بعدا ما این خبر را شنیدیم که خیلی از افراد با دیدن همین لحظه که تصویر شاه به جای تصویر امام روی تلویزیون آمد، تلویزیون‌ها را شکسته بودند!

همه افرادی که موفق به حضور در تهران و شرکت در مراسم استقبال از امام نشده بودند، هر کجا یک تلویزیون پیدا کرده و دور هم نشسته بودند تا لحظه ورود حضرت امام خمینی (ره) که دقیقا ساعت 9:27 دقیقه 12 بهمن 1357 بود را از قاب تلویزیون تماشا می‌کردند.

انتهای پیام/ 11620/


شناسه خبر: 32140

اخبار مرتبط

دیدگاهتان را بنویسید

- دیدگاه شما، پس از تایید سردبیر در ندای برخوار منتشر خواهد‌ شد
- دیدگاه‌هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد‌ شد
- دیدگاه‌هایی که به غیر از زبان‌فارسی یا غیرمرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد‌ شد

سه × سه =