به گزارش ندای برخوار؛ شهید ابراهیم رنجبران در آبانماه سال ۱۳۴۳ در محله لودریچه دولت آباد چشم به جهان گشود و دوران تحصیل را تا پنجم ابتدایی ادامه داد. پدر در سانحهای قطع نخاع شد و او برای اینکه کمکحال والدین خود شود به کارخانه ریسندگی رفت و مدت دو سال در آنجا مشغول بود.
برای خدمت سربازی به کردستان رفت و تا پای جان با ضدانقلاب و نیروهای عراقی مبارزه کرد. هنوز دو ماه از تمامشدن خدمتش نگذشته بود که در بسیج ثبتنام کرد و سپس عازم جبهههای جنوب شد. آخرین بار در عملیات کربلای چهار در منطقه امالرصاص حاضر شد و بر اثر اصابت گلوله در تاریخ چهارم دیماه سال ۱۳۶۵ با فرشتگان الهی به پرواز در آمد. پیکر مطهرش را بعد از ۱۲ سال در کنار دیگر شهدا در آستان مقدس امامزاده ابراهیم بن موسی بن جعفر (ع) مشهور به امامزاده نرمی دولتآباد به خاک سپردند.
نقاشیهای یادگار
به جلسات روضه سیدالشهدا (ع) علاقه خاصی داشت و خودش هم از برگزارکنندگان تعزیه برای امام حسین (ع) بود. مردمدار و اجتماعی بود. به نقاشی علاقه خاصی داشت و هر وقت فرصتی پیش میآمد نقاشی میکشید. مادرش میگفت تمام در و دیوار منزلمان پُر است از نقاشیهای ابراهیم و هر وقت به آنها نگاه میکنم به یادش میاُفتم. موضوع نقاشیهایش بیشتر امام (ره)، رزمندهها و جبهه و جنگ بود.
خط مقدم فرهنگی
داوطلب اعزام به جبهه شد و در طول مدتی که در جبهه بود یکبار هم به مرخصی نیامد. به اطرافیان مدام سفارش میکرد که امام را یاری کنید و نگذارید تنها بماند. خودش همیشه در کارهای خیر پیشقدم بود و از همه سبقت میگرفت. اهل غیبت و بدگویی نبود. معتقد بود با خالی گذاشتن پایگاهها و مساجد راه برای نفوذ دشمنان اسلام که هر لحظه آماده ضربهزدن به دین و قرآن هستند باز میشود. خودش همیشه در خط مقدم فعالیتهای مذهبی و فرهنگی بود.
وصیتنامه شهید
بسم رب الشهدا و الصدیقین
ولا تحسبن الذین قتلوا فی السبیل الله امواتا بل احیاء عند ربهم یرزقون
و آن کسانی را که در راه خدا کشته می شوند مُرده نپندارید بلکه زنده اند و نزد خداوند روزی می خورند
با سلام و درود بر رهبر کبیر انقلاب و بنیانگذار جمهوری اسلامی و سلام و درود بر تمامی خدمتگزاران به دین و اسلام و خانواده های معظم شهداء که حقی فراوان بر این انقلاب دارند؛ چند کلامی را به عنوان وصیت آغاز می کنم:
در ابتدا به خانواده عزیزم بخصوص مادر مهربانم می گویم، ای مادر عزیزم از آمدن من به جبهه ناراحت نباش؛ من می توانستم به جبهه نیایم ولی طبق وظیفه شرعی من آزادانه و با پای خودم آمدم.
مادر عزیزم تو هم با شهداء خواهی بود و در کنار فاطمه زهرا (س) قرار خواهی گرفت که فاطمه زهرا (س) هم داغ جوان دید و من فقط ناراحت هستم که نتوانستم برای شما فرزندی خوب باشم و ناراحتم از اینکه در زمان حیات پدرم فرزند مفیدی برایش نبودم و ان شاءالله در آن دنیا مرا حلال کند و مادر عزیزم تو هم مرا ببخش و مرا حلال کن، ای مادر عزیزم گریه برای من نکن که دشمن را شاد کند و به خدا توکل کن.
اما تو ای برادر عزیزم و خواهر عزیزم، از شما می خواهم که ارتباطتان را با خدا بیشتر کنید و از خدا بخواهید و اوست که در تمام کارها می تواند ما را یاری کند و از دعا دست بر ندارید و سعی کنید که در دنیا تمام کارهایتان را محاسبه کنید و برای جامعه خود سعی کنید فردی مفید باشید و مرا حلال کنید.
برادر و خواهر عزیزم مرا ببخشید که برادر خوبی برای شما نبودم و شما سعی کنید با در صحنه بودنتان مشت محکمی بر دهان منافقین داخلی و خارجی بکوبی، برادرم و خواهرم مرا ببخشید و حلال کنید که نتوانستم حق برادری بجا آورم و از شما دوستان، آشنایان، خویشاوندان و مردم شهیدپرور، در خط امام باشید و او را یاری کنید و نگذارید که او تنها بماند و گوش به فرمان او باشید و سعی و کوشش خود را برای سرافراز کردن اسلام عزیز نمایید و در کارهای خیر از یکدیگر سبقت بگیرید و صفوف نماز جمعه را پر کنید. پایگاه های مقاومت را خالی نگذارید که با خالی گذاشتن پایگاه ها و مساجد، راه نفوذ برای دشمنان اسلام و قرآن که هر لحظه آماده ضربه زدن به اسلام و قرآن هستند باز می شود و امیدوارم کارهایی که می کنید برای رضای خدا باشد.
در آخر از خداوند متعال خواستارم که ان شاءالله صبر به همه خانواده های شهدا بدهد، از کلیه خویشاوندان و آشنایان مخصوصاً عموها و دایی ها و خانواده هایشان می خواهم که مرا ببخشند و مرا حلال کنند به امید ظهور و هرچه زودتر حضرت امام زمان (عجل الله تعالی فرجه) و طول عمر با عزت و صحت به رهبر عظیم الشأن انفلاب اسلامی حضرت امام خمینی و به امید پیروزی هرچه زودتر رزمندگان اسلام وصیت خودم را به پایان می رسانم.
خدایا خدایا تا انقلاب مهدی خمینی را نگهدار
رزمندگان اسلام نصرت عطا بفرما
والسلام وصیت برادر شهید و رزمنده ابراهیم رنجبران

انتهای پیام/