به گزارش پایگاه خبری تحلیلی «ندای برخوار»؛ همزمان با سالروز بازگشت آزادگان سرافراز به میهن اسلامی، مرور خاطرات مردانی که سالهای جوانی خود را در جبهههای دفاع مقدس و اردوگاههای رژیم بعث عراق سپری کردند، روایتی از مقاومت، ایمان و دلبستگی به وطن است؛ مردانی که اگرچه سالها از خانه و خانواده دور بودند، اما در سختترین شرایط نیز امید به بازگشت را از دست ندادند.
مرتضی دری دولتآبادی، آزاده دوران دفاع مقدس، در گفتوگو با خبرنگار ندای برخوار اظهار کرد: سال ۱۳۶۱ وارد جبهههای جنگ شدم و در عملیات رمضان همان سال به اسارت دشمن درآمدم؛ البته در ابتدا اسیر نشدیم، بلکه در محاصره نیروهای دشمن قرار گرفتیم و پس از حدود هشت ساعت مقاومت، سرانجام به اسارت درآمدیم.
وی با یادآوری نخستین لحظات اسارت افزود: در همان زمان چند دستگاه چیفتن (تانک) دشمن ما را محاصره کرده بودند. در جریان درگیری تعدادی از بچهها به شهادت رسیدند و چند نفر نیز مجروح شدند؛ در نهایت وقتی دیگر توان ادامه مقاومت نداشتیم، نیروهای دشمن از پشت سر به ما نزدیک شدند و دستهایمان را از پشت بستند.
این آزاده دفاع مقدس ادامه داد: پس از آن ما را از خط مقدم به خط دوم نیروهای عراقی بردند و از همانجا دوران اسارت ما آغاز شد.
دری دولتآبادی با اشاره به رفتار نیروهای بعثی در نخستین روزهای اسارت خاطرنشان کرد: شرایط بسیار سخت بود؛ نیروهای عراقی با ضربوشتم شدید با اسرا برخورد میکردند و به رزمندگان مشت و لگد میزدند. برخی از رزمندگان مجروح بودند و در آن شرایط نه آب داشتیم، نه غذا و نه امکاناتی برای رسیدگی به مجروحان.
وی افزود: اگر بخواهم شرایط آن روزها را توصیف کنم، باید بگویم رفتارهایی که نیروهای بعثی با اسرای ایرانی داشتند، بسیار خشن بود؛ شاید امروز با توجه به روابط میان ملتها و ارتباط میان ایران و عراق، برخی باور نکنند که چنین رفتارهایی صورت گرفته است، اما ما آن را با چشم خود دیدیم و تجربه کردیم.
این آزاده دفاع مقدس ادامه داد: بعدها آنچه گروههایی مانند داعش در عراق و سوریه انجام دادند، برای ما یادآور همان خشونتهایی بود که در نخستین لحظات اسارت علیه رزمندگان ایرانی اعمال میشد؛ همان رفتارهای خشن و ضربوشتمهایی که با بچهها انجام میدادند.
دری با اشاره به شرایط نگهداری اسرای ایرانی در پادگان عراقیها گفت: در یکی از سالنها حدود ۴۵۰ نفر از بچهها نگهداری میشدند، در حالی که ظرفیت سالن حدود ۱۲۰ نفر بود؛ شرایط بسیار سخت و فشردهای داشتیم و بسیاری از بچهها به دلیل جراحت و بیماری در وضعیت مناسبی نبودند.
وی افزود: در همان روزهای ابتدایی، تعدادی از بچهها بر اثر جراحات و شرایط سختی که داشتند، جان خود را از دست دادند و این مسائل برای ما بسیار تلخ بود.
این آزاده دوران دفاع مقدس با بیان اینکه حدود ۳ هزار روز از عمر خود را در اسارت گذرانده است، تصریح کرد: وقتی میگوییم چند سال اسارت، شاید برای کسی قابل تصور نباشد؛ اما ما نزدیک به ۳ هزار روز کامل در اسارت بودیم و این روزها با همه سختیهایش بخشی از زندگی ما شد.
ایمان و آرمان؛ عامل ایستادگی آزادگان
دری دولتآبادی در پاسخ به اینکه چه چیزی موجب میشد آزادگان در آن شرایط دشوار مقاومت کنند، اظهار کرد: آنچه رزمندگان را سرپا نگه میداشت، اعتقاد و هدفی بود که داشتند؛ همه به دنبال حفظ دین و اسلام و قرآن و سربلندی کشور ایران بودند.
وی ادامه داد: ما یک الگوی دینی در دوران اسارت داشتیم و آن امام حسین (ع) بود. خودمان را سرباز امام حسین (ع) میدانستیم و معتقد بودیم اگر در جبهه به شهادت نرسیدهایم، باید راه امام حسین (ع)، حضرت زینب (س) و امام سجاد (ع) را ادامه دهیم.
این آزاده دفاع مقدس خاطرنشان کرد: از همان لحظات اول، هدف بچهها این بود که مقاومت کنند و اجازه ندهند دشمن اراده آنها را از بین ببرد.
تلخی دوری از خانواده و شیرینی همدلی در اردوگاه
دری با بیان اینکه دوران اسارت در کنار تمام تلخیها، خاطرات شیرینی نیز برای آزادگان به همراه داشت، گفت: تلخی بزرگ اسارت این بود که ما از جامعه جدا شده بودیم؛ از پدر و مادر، خانواده، برادر و خواهر و از وطن و کشورمان دور بودیم. انسان نیاز به محبت و ارتباط دارد و جدا شدن از همه اینها بسیار تلخ بود.
وی افزود: اما شیرینی اسارت، حضور بچههایی بود که از همین آب و خاک آمده بودند. رزمندگان از شهرها و استانهای مختلف کشور در کنار هم قرار گرفته بودند؛ از بندرعباس تا مشهد و از شمال تا شرق کشور.
این آزاده دفاع مقدس ادامه داد: رزمندگان لشکرهای مختلف مانند لشکر امام حسین (ع)، لشکر نجف، لشکر نصر، لشکر کربلا و دیگر یگانها در کنار یکدیگر بودند و دیگر تفاوتی میان شهر و استان وجود نداشت. همه یک هدف داشتند و همین وحدت هدف، باعث شده بود میان بچهها محبت و مهربانی شکل بگیرد.
دری دولتآبادی نقش مرحوم حجتالاسلام سیدعلیاکبر ابوترابیفرد را در حفظ روحیه آزادگان بسیار مهم دانست و گفت: مرحوم ابوترابیفرد با نصیحتهای پدرانه، رزمندگان را راهنمایی میکرد و همین موضوع موجب وحدت و حفظ روحیه آزادگان شده بود.
وی افزود: ایشان به رزمندگان میگفتند تصور نکنید اسارت قرار است خیلی زود تمام شود. حتی میگفتند اگر جنگ ۲۰ سال طول بکشد، ما ایستادهایم؛ بنابراین باید در اسارت هم خودمان را برای ادامه مسیر آماده کنیم.
این آزاده دفاع مقدس تصریح کرد: ابوترابیفرد به رزمندگان توصیه میکرد شاد باشند و اجازه ندهند روزگار به آنها سخت بگذرد. هر کسی هم در زمینهای که توانایی داشت، فعالیت میکرد؛ یکی قرآن حفظ میکرد، یکی زبان خارجی میخواند و عدهای نیز ورزش میکردند.
دری دولتآبادی ادامه داد: رزمندگان حتی دور از چشم عراقیها و با گذاشتن نگهبان، روزانه یک یا دو ساعت ورزش و نرمش میکردند. این کارها برای سلامت جسم و روح بچهها ضروری بود و همین رهنمودها باعث شده بود روزهای اسارت، با وجود تمام سختیها، قابل تحملتر شود.
وی خاطرنشان کرد: امروز اگر از هر کدام از بچههای آن دوران بپرسید، بسیاری از آنها با وجود همه تلخیها، از لحظات شیرینی که در کنار یکدیگر داشتند یاد میکنند؛ هرچند هیچکس حاضر نیست دوباره حتی یک لحظه به آن اردوگاهها و آن سختیها برگردد.
این آزاده دفاع مقدس با اشاره به خبرهای مهمی که در دوران اسارت به آزادگان رسید، اظهار کرد: در این حدود ۳ هزار روز، دو خبر برای ما بسیار مهم بود؛ یکی خبری بسیار تلخ و دیگری خبری بسیار شیرین.
وی ادامه داد: خبر تلخ، بیماری و رحلت امام خمینی (ره) بود. وقتی این خبر را شنیدیم، برای بچهها بسیار سنگین بود و خودم به یاد دارم که حدود ۱۰ روز شرایط روحی بسیار سختی داشتیم.
دری دولتآبادی افزود: اما یکی از خبرهای شیرین، اعلام خبر سفر به کربلا بود. ما نزدیک هفت سال و نیم حتی پشت دیوار اردوگاه را هم ندیده بودیم و به همین دلیل وقتی گفتند قرار است به کربلا برویم، باور کردنش برایمان بسیار سخت بود.
وی گفت: زیارت حرم امام حسین (ع)، حضرت ابوالفضل (ع) و امام علی (ع) برای ما اتفاق بسیار بزرگی بود و خاطرات آن روزها را هیچگاه فراموش نمیکنیم.
وقتی خبر آزادی در اردوگاه پیچید
دری دولتآبادی در ادامه به روزی اشاره کرد که خبر پذیرش قطعنامه و آغاز روند آزادی اسرا در اردوگاه اعلام شد و گفت: یک روز صبح به ما گفتند ساعت ۱۱ قرار است بیانیهای از سوی صدام پخش شود؛ همه منتظر بودیم ببینیم چه اتفاقی قرار است بیفتد.
وی ادامه داد: در بیانیه اعلام شد عراق قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته و قرارداد ۱۹۷۵ الجزایر را نیز قبول کرده است. همچنین اعلام شد برای نشان دادن حسن نیت، تعدادی از اسرای ایرانی آزاد میشوند و در ادامه نیز روند تبادل اسرا انجام خواهد شد.
این آزاده دفاع مقدس خاطرنشان کرد: این خبر در اردوگاه یک ولوله و شادی عجیب ایجاد کرد. بچهها از خوشحالی به همدیگر آدرس میدادند و میگفتند اگر آزاد شدیم، بیا خانه ما و همدیگر را پیدا کنیم.
وی افزود: ما عضو گروههای اول نبودیم و در گروه پنجم قرار داشتیم، بنابراین حدود یک هفته منتظر ماندیم، اما همان روزها برای همه بچهها سرشار از شادی و هیجان بود.
دری دولتآبادی با یادآوری لحظه ورود به خاک ایران گفت: وقتی وارد خاک کشور شدیم، بچهها نماز خواندند. در بعضی جاها آب برای وضو نبود و بچهها تیمم کردند و نماز خواندند.
وی ادامه داد: استقبال مردم بسیار باشکوه بود. مردم برای آزادگان شادی میکردند، صلوات میفرستادند، اسپند دود میکردند و گوسفند قربانی میکردند. مردم در مسیر به استقبال ما آمده بودند و این صحنهها یکی از شیرینترین خاطرات زندگی ماست.
این آزاده دفاع مقدس بیان کرد: بعد از حدود ۳ هزار روز، دوباره دیدن خاک وطن برای ما قابل وصف نبود. آن لحظه واقعاً یک معجزه بود که پس از آن همه سال توانستیم سالم به کشورمان برگردیم.
ثبت خاطرات ۳ هزار روز اسارت در یک نوشته ۱۲۰ صفحهای
دری دولتآبادی همچنین از ثبت خاطرات دوران اسارت خود خبر داد و اظهار کرد: خاطراتم را در حدود ۱۲۰ صفحه نوشتهام و عنوان آن «از جبههها تا کربلا، از کربلا تا قدس» است. در این نوشته، خاطرات دوران اسارت و اتفاقاتی که برای ما افتاد را ثبت کردهام.
وی افزود: این نوشته نیاز به ویرایش و جملهبندی دارد و امیدوارم در آینده بتوانم آن را به شکل مناسبی آماده کنم تا اگر کسی علاقهمند بود، بتواند این خاطرات را بخواند و نسلهای آینده نیز بدانند بر ما چه گذشته است.
این آزاده دفاع مقدس در بخش پایانی سخنان خود با اشاره به شرایط امروز کشور اظهار کرد: ما در خط مقدم جنگ بودیم و آن روزها را از نزدیک دیدیم. اعتقاد ما این بود که اگر قرار است نام اسلام و قرآن و کشور ایران باقی بماند، باید برای آن ایستادگی کرد.
وی ادامه داد: اگر روزی قرار باشد ناموس، کشور و ارزشهای ما مورد تهدید قرار گیرد، دفاع از آنها همچنان یک وظیفه است. ما در آن دوران برای همین ارزشها جنگیدیم و بسیاری از دوستانمان در این راه جان خود را از دست دادند.
دری دولتآبادی با ابراز نگرانی از برخی مسائل اجتماعی و اقتصادی امروز گفت: وقتی شرایط جامعه و مشکلات مردم را میبینیم، واقعاً ناراحت میشویم. خون شهدا و فداکاریهای آن روزها نباید فراموش شود و مردم نباید زیر فشار مشکلات اقتصادی قرار بگیرند.
وی با اشاره به افزایش هزینههای زندگی افزود: وقتی میبینیم قیمت کالاها و هزینههای زندگی به این شکل افزایش پیدا کرده، باید به فکر مردم بود. مردم مشکلات زیادی دارند و سوءمدیریت میتواند فشار بیشتری به آنها وارد کند.
این آزاده دوران دفاع مقدس در پایان خاطرنشان کرد: ما آن روزها ایستادیم تا ایران، اسلام و مردم سربلند باشند. امیدوارم خداوند فرجی برای همه مردم و کشور ایجاد کند و مشکلاتی که امروز مردم با آن دستوپنجه نرم میکنند، برطرف شود.
انتهای پیام/